Famoun Logo
سلام، لطفا وارد شوید
ثبت نمایشنامه
خانه فیلمنامه تلافی روان پریش

تلافی روان پریش photo

تلافی روان پریش

(0 رای ثبت شده)
Sample Profile Picture رضا قاسمی

خلاصه داستان:

بر اساس روایتی حقیقی؛ قصه حول محور فریماه، زنی مبارز و مادر فرزندی به نام نظام میچرخد که درگیر تنش های خانوادگی و حقوقی پیچیده ای است. زندگی او با شوهرش، نوید، به دلیل اختلافات عمیق از هم پاشیده است. نوید که به خشونت روی آورده، به مادر فریماه (پروانه) حمله میکند و او را از نرده ها پرتاب میکند. فریماه با تماس به پلیس، نوید را به دست عدالت میسپارد و تلاش میکند برای حفظ امنیت خود و پسرش، نظام را از کشور خارج کند. پس از دستگیری نوید، فریماه با چالشهای قانونی مواجه میشود. وکیل او، تزندی، برای گرفتن حق حضانت نظام تلاش میکند، اما نوید با شکایتهای دروغین مانند «ربایش فرزند» تلاش میکند فریماه را به زندان بی‌اندازد. فریماه در نهایت با اجازه نوید با نظام از کشور خارج میشود، اما در فرودگاه به اتهام حمل داروهای غیرمجاز و ربایش فرزند دستگیر شده و به زندان میافتد. در زندان، با شرایط سخت و نفس گیر و آزارهای فیزیکی و روحی روبه رو میشود، اما با کمک وکیل جدیدی که پرونده اش را میپذیرد، موفق به اثبات بیگناهی خود میشود. پس از آزادی، فریماه هنوز مشکلاتی مانند تمدید گذرنامه دارد. در این میان، رابطه عاطفی او با دوستش به نام کورش شکل میگیرد که در شرایط سخت از او حمایت میکند. فریماه همچنان برای دریافت پاسپورت و حل مشکلات مهاجرتی خود تلاش میکند، اما مصمم است تا هرگز اجازه ندهد گذشته تاریک، آینده او و پسرش را تحت تأثیر قرار دهد. پایان داستان با صحنهای امیدوارکننده همراه است: فریماه و نظام در کروز، دور از تنش های گذشته، لحظات شادی را در کنار هم سپری میکنند. اگرچه چالشهای پیشرو پایان نیافته اند، اما عشق فریماه به پسرش و اراده او برای ساختن زندگی بهتر، پایانی پرامید را رقم میزند.

ملاحظات: نامشخص

نوع اثر: فیلمنامه

زمان: ۸۳ دقیقه

ژانر: ملودرام

مخاطب: بزرگسال

تعداد پرسوناژ: (یک کودک - یک مرد - دو زن)

نوع اجرا: نامشخص

مضمون اثر: اتهام, خيانت, حیثیت, اعاده

امتیازدهی:
Sample Profile Picture
...

داخلی روز مغازه

فریماه یک گوشی خریداری میکند

داخلی شب اتاق هتل

فریماه شماره گیر تلفن را میگیرد

پروانه:
بله.. ..بفرماءین

فریماه گوشی رااز روی دستگاه تلفن برمیدارد

فریماه:
مادر.. ..فدات شم

پروانه:
فریماه خودتی.. ..خدایا شکرت.. ..چهار شبانه روزه مردم و زنده شدم

فریماه سرفه میکند

فریماه:
مادر.. ..یکم صدام گرفته باهات تماس میگیرم

صدای بوق اشغال میآید

فریماه دست خود را به اینطرف و انطرف میکشد

فریماه گوشی را بروی میز کنار تخت میگذارد

فریماه به لابی زنگ میزند

فریماه:
تاکسی برای بیمارستان میخواستم