متن های جذاب
فیلتر ها
حذف فیلتر ها
5 دقیقه
چه خوب،چه بد.انسان ها زندانی افکار و اعتقاداتشان هستند.
تعداد پرسوناژ: 9 مرد - 4 زن - 2 کودک

75 دقیقه
پدرام۱۰ ساله و پریا ۱۱ ساله دو برادر زاده ی عموی مجرد خود به نام پاشا هستند. آنها در یک محله با صفا زندگی میکنند .از قضا در آن محله گربه ای به نام پیشولگ و روباهی به نام روباه نسناس هم زندگی میکنند. پدرام کودکی بلند پرواز است و عاشق فضا و رفتن به آنجاست. پیشولگ در حال ساخت پروژه ی فضاپیمایی است. روباه نسناس با متوجه شدن این موضوع فکری به ذهنش میرسد تا از ساده لوحی پدرام استفاده کرده و پول های او را صاحب شود.ولی فضا پیما احتیاج به موتور دارد. چاره کار در دست صغی کف بین جادوگر مخوف محله است. او در خانه ی ترسناک و مخوفی همراه دستیارش اِشَک مشغول به خرابکاریست .پیش آن رفته و سنگ جهنمی از او میگیرد تا بتواند فضا پیما را به حرکت درآورده و به نیت شومش برسد. در همسایگی اقا پاشا زنی به نام عصمت خانوم با فرزندش زندگی میکند. پاشا دل باخته آن زن شده و ماجراهای خنده داری بین آنها اتفاق می افتد. فرید پسر عصمت خانوم که دوست پدارم است هم عاشق فضا است. ولی به حرفهای پیشولگ و روباه نسناس اعتماد نمیکند. پریا دختر باهوشی که همیشه مراقب است بردارش پدارم گول نخورد. ولی پدرام اخر سر گول آن دو را خورده و سوار فضا پیما میشود. فضا پیما لحظه ای پرواز میکند. ولی با بی احتیاطی پیشولگ تصادف کرده و سقوط میکند. پدرام حالا هم آسیب دیده و هم پی به اشتباهش میبرد. پیشولگ و روباه نسناس همراه با اِشَک تبدیل به روح شده و بالا میروند.
تعداد پرسوناژ: ۴ مرد - ۲ زن - ۴ کودک