سفر آبان
نوید ایزدیار
خلاصه داستان:
پدر آبان (۶ساله) که تصویرگر کتابهای کودکان است فوت میشود. آبان که درکی از مرگ ندارد، بعد از دیدن یکی از تصویرسازیهای پدر فکر میکند که او تبدیل به نقاشی شده و به درون یکی از تابلوهایش رفته. آبان برای یافتن پدر، تصمیم میگیرد به دنیای تصویرسازیها و نقاشیهای او سفر کند ...
ملاحظات: برندهی جایزهی سوم بهترین فیلمنامه انیمیشن، از پنجمین مسابقهی فیلمنامه و نمایشنامه کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
نوع اثر: انیمیشن
زمان: 20 دقیقه
ژانر: فانتزی
مخاطب: کودک
تعداد پرسوناژ: (1 کودک - 1 مرد - 1 زن)
نوع اجرا: نامشخص
مضمون اثر: سفر, انمیشن, فیلمنامه, آبان
داخلی - غاری در کوهستان- روز
آبان کف غار روی یک ماهیتابه بزرگ خوابیده و ما فقط صورتش را میبینم. موجودی که ما نمیبینم چندبار صورتش را لیس میزند. آبان چشم باز میکند. در ابتدا گیج است، اما کم کم به هوش میآید. با دیدن موجودی که بالاسرش ایستاده جیغ میزند. یک خرس قهوهای درشت، با دندانهای تیز بالاسرش ایستاده.
آبان از جا جهیده و به سمت ته غار فرار میکند. خرس نعره میکشد و به دنبال او میرود. آبان ترسیده به دیوارهی انتهای غار میچسبد.
در سمت دیگر پیرقلم که روی زمین افتاده با صدای نعرههای خرس از خواب بیدار میشود. وقتی وضعیت آبان را میبیند، خسته و لنگلنگان به سمت خرس رفته و با دستهایش به پشت خرس میکوبد.
خرس دستی به پشتش کشیده و متوجه پیرقلم میشود. با پنجهی درشت و تیزش به او کوبیده و پیرقلم به سمت آبان پرتاب میشود. آبان نگران به سمت پیرقلم میرود. بخشی از فلز بدنهی پیرقلم باز شده. آبان با دست فلز را سفت میکند اما فایدهای ندارد.
خرس نعرهکشان به سمت آبان و پیرقلم میآید. پیرقلم روی زمین متوجه تکههای برف میشود که از لباس آبان به زمین ریخته و تبدیل به رنگ سفید شده است. همهی توانش را جمع کرده و از جا بلند میشود. موهایش را در رنگ سفید فرو کرده و به سمت آبان میرود. قبل از اینکه خرس به آبان برسد، پیر قلم چندبار بالا و پایین پریده و در عرض چندثانیه روی بدن آبان یک لباس تکواندو میکشد.
خرس و آبان هردو هاج و واج به این لباس تازه نگاه میکنند. پیرقلم با سر به آبان اشاره میکند که جلوی خرس برود.
آبان که انگار با این لباس، اعتماد به نفس پیدا کرده، مثل یک تکواندو کار حرفهای گارد گرفته و وقتی خرس به سمتش میآید، با ضربات پا به سر و بدن خرس میکوبد. خرس نعرهای کشیده و سعی میکند با پنجه به آبان ضربه بزند، اما ضربات آبان کاری است و او را ناکاوت میکند. خرس گوشهای خزیده و عین یک حیوان اهلی صدایی مظلومانه از خودش در میآورد.