احوالات خاقان ابن خاقان و فرشتگان مقرب
خلاصه داستان:
شاهی پیش از مرگ بخاطر ترس و وحشت از شب اول قبر وصیت می کند پس از آنکه ریق رحمت را سر کشید هرکس به جای او شب اول قبر در قبر بخوابد تاج و تخت را به او بدهند و دخترش را به عقدش در آورند ، هیچکس حاضر نمیشود که چنین کاری بکند تا اینکه مردی باربر و ژنده پوش به طمع تخت و شحنه و با خیال اینکه در دنیا گناهی نکرده و شب اول قبر بر او آسان میگذرد به درون قبر میرود و میخوابد ، حضرت اجل و میرغضب به سراغش می آیند وپرونده زندگانیش را ورق میزنند و استنطاقش می کنند
ملاحظات: نامشخص
نوع اثر: نمایشنامه تالیفی
زمان: ۵۵ دقیقه
ژانر: نمایش ایرانی
مخاطب: بزرگسال
تعداد پرسوناژ: (۰ کودک - ۴ مرد - ۱ زن)
نوع اجرا: یک پرده
مضمون اثر: و, از, که, طوطی, می, ،, کنند, نیست, بگویی, جرات, سخن, تکرار, خواهم, هیچوقت, تو, من, دیگران, شاهی, بشوند, بترسند, دائم, مثل, باشم, دولا, پرسشی, جلویت, وآنها, پر, نکنند, راست, سوال, بزرگی, سیر, بخوری, چنین, هم, مگر
میرغضب : حضرت اجل به یاد داشته باشید که این مرد نمرده به گور آمده و زنده است
حضرت اجل : پس اگر نمرده چگونه وارد دنیای مردگان شده است ، شاهان که خلایق را برای سکه ای تکه وپاره می کنند میدانند که در دنیای پس از مرگ ...