Famoun Logo
سلام، لطفا وارد شوید
ثبت نمایشنامه

بیات رستم photo

بیات رستم

(0 رای ثبت شده)
Sample Profile Picture مهدی فرجامی

خلاصه داستان:

رستم در چاه برادر ناتنی‌اش شغاد گرفتار آمده. رخش مرده و اهریمن در پی وسوسه کردن رستم است. اهریمن به رستم پیشنهاد میدهد که از چاه بیرونش آورد به شرط آنکه ضحاک را از دل دماوند بیرون کشد.

ملاحظات: اجرا در جشنواره استانی فجر- شیراز. تالار ابوریحان .سال 81

نوع اثر: نمایشنامه تالیفی

زمان: 45 دقیقه

ژانر: تاریخی/اسطوره‌ای

مخاطب: بزرگسال

تعداد پرسوناژ: (None کودک - 1 مرد - 2 زن)

نوع اجرا: نامشخص

مضمون اثر: حماسی،اساطیری

Famoun tik icon متن اجرا شده
امتیازدهی:
Sample Profile Picture
...

رستم: تنهایم بگذار.

اهریمن: کنون تو تنهایی . تنها تر از هر زمان دیگر.
رستم: نه! مردم. بی هیچ شک مردمان بسیار که نیازمند مَنند در جستوجوی مَنند… آهای ، آیا کسی بر فراز چاه هست که صدای مرا بشنود؟
اهریمن: خود را خسته می کنی رستم بیچاره!
رستم: آهای منم ، رستم… همانی که کارزارهایم چون ابری بود بر خوب و بدتان. چنان باریدم تا هر آنچه خشکی و بیماری و بیچارگی است ، بشویم و برانم و بزدایم.
اهریمن: چه می گویی؟ کدام کارزار تو بارانی بود بر خوب و بد؟!