Famoun Logo
سلام، لطفا وارد شوید
ثبت نمایشنامه

چرخ photo

چرخ

(0 رای ثبت شده)
Sample Profile Picture محسن عظیمی

خلاصه داستان:

در سالهای اواخر دهه شصت پس از مرگ پدر خانواده زندگی خانواده‌ای به خاطر فقر از هم می‌‌پاشد.

ملاحظات: از آثار برگزیده‌ی بخش نمایشنامه‌نویسی سی‌وپنجمین جشنواره تئاتر فجر

نوع اثر: نمایشنامه تالیفی

زمان: 59 دقیقه

ژانر: درام اجتماعی

مخاطب: بزرگسال

تعداد پرسوناژ: (1 کودک - 3 مرد - 1 زن)

نوع اجرا: نامشخص

مضمون اثر: فقر, استبداد،, ظلم،

Famoun tik icon متن برنده جایزه
امتیازدهی:
Sample Profile Picture
...

از همون موقع که عمو مرتضی سکته کرد و همه می‌گفتن بیچاره سی‌وشیش سالش بود؛ فکر می‌کردم سی‌وشیش سالگی می‌میرم، ولی هنوز مرگ نیومده سراغم. خیلی بهش نزدیکم ، هر روز صبح که روزمُ با یه سیگار لبه‌ی بالکن شروع می‌کنم؛ لابه‌لای صدای کفترها که عشق‌بازی می‌کنن باهم، یه صدایی از کلیسا می‌آد که فکر می‌کنم صدای مرگه که اومده سراغ سی‌و‌شیش سالگیم. هر روز سیگارم که ته می‌کشه زُل می‌زنم به موزائیک‌های کف حیاط و رَدِ خون می‌بینم که آروم و بی‌قرار می‌ره توی حلقوم باغچه، چکه‌چکه می‌چکه توی دهن درخت توتی که بریدنش ولی هنوز نمرده. کچل‌خان، همسایه‌ی‌ کناریمون می‌گفت «این ریشه‌ش تا زیر منبر کلیسا رفته.» گفتم کلیسا منبر نداره که آقاجون! گفت «همون چیزشون، قبله‌شون دیگه من‌که از دین چیزی سر درنمی‌آرم ولی از هر بشری که فکرشٌ بکنی بیشتر درخت کاشتم» درختی که بریدنش جوونه زده، انگار منتظرِ خون منه تا جون بگیره.