چهار دیوار چهار زن
خلاصه داستان:
خلاصه و کلیت نمایشنامه چهار دیوار، چهار زن نمایشنامهای در پنج پرده است که هر پرده در یک لوکیشن محدود و بسته میگذرد و روایتگر مونولوگهای چهار زن در برشهای مختلف زندگی است. در این نمایشنامه، هر زن داستان زندگیاش را با زبانی عامیانه و گاه طنز تلخ روایت میکند. نمایش با تلخی و طنز در هم تنیده، تلنگری به مخاطب میزند که چطور آدمها ممکن است از دل عزت، قدرت، خانواده و عشق، به انزوا، تنهایی و نابودی کشیده شوند — و در نهایت، حتی در تاریکی، کورسوی امید و زنده بودن را نگه دارند.
ملاحظات: نامشخص
نوع اثر: مونولوگ
زمان: 60 دقیقه
ژانر: درام اجتماعی
مخاطب: بزرگسال
تعداد پرسوناژ: (0 کودک - 0 مرد - 4 زن)
نوع اجرا: 5 پرده
مضمون اثر: زنان, زن, دیوار
]صحنه تاریک. نور
سرد و کمرنگ. زنی
حدودا ۴۵ ساله با لباس
سفید و موهای آشفته،
نشسته بر روی یک تخت
زنگزده، یه پنجره
میلهدار و دیوارهای
ترک خورده. سکوت
سنگین. صدای وزش باد
از دور.[
زن:
)آروم(
اینجا...
همیشه همین شکلیه.
نه صدا...
نه رنگ...
نه یه آدمیزاد که یه ذره
دلش بخواد ببینه ت.
فقط یه مشت دیوار که
نگاهت میکنن.
گاهی فکر میکنم این
دیوارا، بیشتر از آدما
حواسشون به منه.
آدما زود خسته میشن.
اینجا هرکی کار خودشو
میکنه...
یکی جیغ میزنه.
یکی با دیوار حرف
میزنه.
یکی میگه قرصمو بده.
من؟
من ساکتم...
از یه جایی به بعد حرف
زدنم خستهت میکنه.
کلمات آدمو می ُکشن...
فکر میکنی سبک
میشی، اما فقط صدای
خودتو میشنوی که دیگه
مهم نیست.
)نگاه به دستهاش(
میدونی...
دستام دیگه اون دستای
قبلی نیست...
قبال دستم رو م یبردم ال
به الی موهای بچم.
یه آرزو دارم...
یه بار فقط...
یه نفر ب یاد...
بگه:
»آذر تو هنوز هستی.«
تو هنوز زیبایی , تو
هنوز وجود داری..
نه از رو ترحم.
نه از دلسوزی.
سِر بودن. فقط از
سِر زنده بودن. از
سِر اینکه یکی یادش از
بیاد منم یه آدم بودم...
یه مادر...
یه زن...
یه نفس.