تو با من سالسا میرقصی
خلاصه داستان:
یه دانس تازه هم آوردن این فرنگیا. آقا گفته هرکی بتونه تمرینش کنه و اونجا جلو خودشون پیادهش کنه، دو بار تشویقی میگیره!
ملاحظات: این نمایشنامه در سال 1397 در تماشاخانه آژمان تهران اجرا شده است. برنده مقام اول نمایشنامهنویسی از جشنواره تئاتر منولوگ مشایخیو مقام دوم سومین جشنواره سراسری تئاتر تکنفره
نوع اثر: نمایشنامه تالیفی
زمان: 30 دقیقه
ژانر: تاریخی/اسطورهای
مخاطب: بزرگسال
تعداد پرسوناژ: (0 کودک - 1 مرد - 0 زن)
نوع اجرا: 1 پرده
مضمون اثر: مردسالاری،, تعصب، دیکتاتوری
آسیه،آسبه جان من یه جفنگی به تو گفته بودم... من میخواستم به اسم رضاخانی خودمو تو دل تو گنده کنم؛ آخه رضاشاه مملکت چه میدونس رضا کفاشچی، رسدبون دوی شهربانی چه خریه... یهو دید و پسندید و پیچید دیگه... میتونس دس بذاره رو بغلیم یا بغلیم یا بغلیم... ولی گذاشت رو من... اقباله دیگه... من که نمیتونستم وسط هاگیر واگیر واستم بگم (دوباره به حالت نظامیاش میایستد_کوبنده) نه آقا، من کله زنمو لخ نمیکنم بیارم مهمونی. کله پدر اعلیحضرت...
دوباره دنبال آسیه خیالی راه میافتد.
حالاقهر نکن دیگه خاتون خاتونا... (روسری را مثل لباسی در دو دست بالا میگیرد) نگاه بکن... یه نیگا... یکی... آها... ببین چه قشنگه... همهش ساتن و ملیله است... زنه گفت بخدا... من اصلا اسم ملیله رو همین امروز شنیدم. ببین چه رنگی (انگار به تن کسی لباس اندازه بزند) چه برقی، چه طرحی، (با حالت ناراحتی عقب میکشد) ناسلامتی همه دخل یه ماهو یه سبه بالاش دادم. رفتهها... (نازکنان_بدون اینکه رو برگرداند روسری را به پشتش میگیرد. خرم نکن...