در مسیرکیانسه
خلاصه داستان:
بهترین جا برای مردن کیانسه است.
ملاحظات: نامشخص
نوع اثر: فیلمنامه
زمان: 25 دقیقه
ژانر: تجربی
مخاطب: بزرگسال
تعداد پرسوناژ: (None کودک - 7 مرد - 3 زن)
نوع اجرا: نامشخص
مضمون اثر:
صبا : می دونستم دلت نمی آد من رو تنها بذاری و بری . کجا داری می ری ؟
پیروز : خونه
صبا : مگه نمی ری زابل ، کیانسه
پیروز : نذاشتی دیگه
(صبا رادیو را روشن می کند و گوینده زن با موسیقی ملایم قصه تعریف می کند. )
گوینده : پلنگ در سر سوداي زندگي داشت و در ذهن خویش باز مي خواند آنچه را روز از سر بگذرانده بود. شكارش امروز نیز چون هر روز بهترین شكار بیشه بود و نیز چابكي كرده بود و پیش از آنكه كفتارها سر رسند شكار به بالاي درخت منزلگاه خود رسانیده بود, این چابكي برا ي او كم از نیرومندي در شكار نبود كه اگر كفتارها مي رسیدند بایستي شكار خویش رها مي كرد, نه از آن روي كه وي ر اتوان در افتادن با كفتار ها نیست, كه از آن روي كه نیك مي دانست بازي زندگي آنقد ر سخت هست كه نخواهد با زخم دندان كفتار ي دون مایه آن را سخت تر كند.