Famoun Logo
سلام، لطفا وارد شوید
ثبت نمایشنامه

بحرالمیت photo

بحرالمیت

(0 رای ثبت شده)
Profile Picture مهدی گلزار (مهدی گلزار خزائن دوست اصل)

خلاصه داستان:

بهار۱۳۶۰ لواسان، اسماعیل با زن صیغه‌ای اش الهام خلوت کرده است که ناگهان پسر کوچکش سر می‌رسد. اسماعیل پسرش را با ضربات چاقو به قتل می‌رساند. پیرمرد بگوری لواسان (چرخچی) در ازای بخشش باقیمانده نزولش پسر را در باغچه خانه دفن می‌کند. حالا زن شناسنامه‌ای اسماعیل، شهلا از ماجرا با خبر شده به لواسان آمده است.

ملاحظات: اجرا نشده. سال ۱۴۰۱ برنده بهترین نمایشنامه از جشنواره مستقل آماره «ویژه خسرو حکیم رابط» رونمایی نمایشگاه کتاب سال ۱۴۰۳ غرفه نشر آماره

نوع اثر: نمایشنامه تالیفی

زمان: 60.80 دقیقه

ژانر: درام اجتماعی

مخاطب: بزرگسال

تعداد پرسوناژ: (0 کودک - 3 مرد - 3 زن)

نوع اجرا: نامشخص

مضمون اثر: نمایشنامه, ،, بحرالمیت, مهدی, گلزار

Famoun tik icon متن برنده جایزه
امتیازدهی:
Sample Profile Picture
...

نام صحنه: خون ماهی در سفره چکید
مکان: پشت در قبرستان
صفیه:
باران بارید و از پی اشک های کوتاه، مرگ زاییده شد، تحمل این زندگی بی تو پسرم و بی پدرم و بی ساره برایم سخت
ساره مرد، تو مردی، چه فایده که من زنده بمانم؟ پس بهتر هست من هم بمیرم، در آغوشم بگیر و مرا با غبار
غلظت ثانیه‌ها دوستم کن، بیشک! هیچ شبهه‌ای نمی‌ماند مگر اینکه آنجا پیدایت کنم، اگر صدایم را میشنوی میان هاله
ابر به دنبالم بیا، ببر مرا به به بهشت خود و مرا زود تا در جهنم همراهی کن، مادر که عاشق ساره بود... خدانگهدار
صفیه
قرصهایی از جیبش بیرون می‌آورد و میخورد[ حال نمیدانم لحظه‌ها چگونه پیموده می‌شوند و بی‌چون‌وچرا مرگ را
میپذیرم ]چند قرص دیگه هم میخورد[ مرگ. من. زندگی. طراوت. خدا. به سراغم بیا... خدانگهدار جهان زیبای ادواری
کم کم بیهوش میشود و میخوابد
قرصها اثر کرد... سالم پسرم.

میمیرد