Famoun Logo
سلام، لطفا وارد شوید
ثبت نمایشنامه

بن‌بست photo

بن‌بست

(0 رای ثبت شده)
Sample Profile Picture سامان ناصری

خلاصه داستان:

فرهاد پسر بزرگ حاج مهدی بازرای معروف ، ده سال پیش مقدار قابل توجهی از پول های پدر را برداشته و از کشور خارج شده و به همین دلیل چک پدر برگشت خورده و او دو شب را در بازداشتگاه گذرانده ، برزو داماد خانواده با فروش خانه پدری اش موجبات آزادی حاج مهدی را از زندان فراهم می کند ، از آن پس حاج مهدی خودش را بازنشسته کرده و خانه نشین شده ، دفتر او را در بازرا برزو و پسر کوچک حاج مهدی فریدون اداره می کنند، حالا بعد از ده سال مادر خانواده به کما رفته ، فرهاد به خانه بر می گردد ، به همان خانه ای که پدرش آنجاست و ...

ملاحظات: نامشخص

نوع اثر: نمایشنامه تالیفی

زمان: 60 دقیقه

ژانر: درام اجتماعی

مخاطب: بزرگسال

تعداد پرسوناژ: (None کودک - 4 مرد - 2 زن)

نوع اجرا: نامشخص

مضمون اثر: خانوادگی, ملودرام

امتیازدهی:
Sample Profile Picture
...

فريدون : تو مث اينكه يادت رفته كي هستي وچي كار كردي ؟ ... فرهاد حال مامان خوب نيست واگه مي بيني همه دارن تحملت مي كنن فقط به خاطر مامانه ..... اعصابا به قدر كافي خرابه توديگه خرابترش نكن ... برزو سهمشو گرفته ؟ از چي ؟ از ورشكستگي بابات ؟ سهم برزو فروش خونه پدريش بود اونم بالاي گندي كه توزدي به زندگيمون . توی بدبختي بابا يه نفر سهيم بوداونم تو بودي وخودت مي فهمي؟
[فرهاد بيرون مي آيد.]
فرهاد : صداتو براي من بالا نبر ... من هنوز بزرگترم
فريدون : بزرگتر ؟
[در باز مي شور وبي تا وارد ميشود . فرهاد با ديدن بي تا جا مي خورد.]
بي تا : سلام. چه خبره فريدون بابا مي شنوه
[نور ميرود. ]