دوپشک
خلاصه داستان:
گمون نمیکنم تا حالا براتون اتفاق افتاده باشه پسرتون تو روتون وایساده باشه. بگه وِل معطلی. بگه ......اصول اخلاقیی که یه عمر باهاشون زندگی کردی دوزارم نمی ارزه.
ملاحظات: این متن اجرا نشده است اما در دومین دوره ی مسابقه ی انسان، بحران، هنر جایزه ی نمایش نامه نویسی گرفته است
نوع اثر: نمایشنامه تالیفی
زمان: 45 دقیقه
ژانر: درام اجتماعی
مخاطب: بزرگسال
تعداد پرسوناژ: (1 کودک - 3 مرد - 2 زن)
نوع اجرا: 1 پرده
مضمون اثر: دوپشک،
پدر: مدام تو اون خاک و خلتون لول می خورین. دًمتونو هی به حالتِ تهدید بالا میآرین و مثل احمق ها به شیشه میکوبین. کاش می دونستم هدف از خلقتِ شما چیه. شما چه چیزی به طبیعت اضافه میکنید.فایده تون همون دو تا قطره سمِ کوشنده تونه؟ اما خوبیش اینه دستِکم ورشکسته نمی شین. آبرو براتون بی اهمیته. اصول مزخرف اخلاقی ندارین.اون شاعر چرند گفت : خور و خواب و خشم و شهوت....شغب است و جهل و ظلمت. بدرآیی تا ببینی طیرانِ آدمیت. آدمیت کیلوئی چند؟ دل خوش باشید به همین حشره بودن ، همین بندپابودن.گمون نمیکنم تا حالا براتون اتفاق افتاده باشه پسرتون تو روتون وایساده باشه. بگه وِل معطلی. بگه ......اصول اخلاقیی که یه عمر باهاشون زندگی کردی دوزارم نمی ارزه.