Famoun Logo
سلام، لطفا وارد شوید
ثبت نمایشنامه

دورا photo

دورا

(0 رای ثبت شده)
Sample Profile Picture کامران شهلایی

خلاصه داستان:

دیالوگی بین فرانتس کافکا نویسنده اهل پراگ و معشوقه‌اش دورا دیامانت. کافکا مریض است و می‌خواهد به آسایشگاهی برای گذراندن روزهای آخر عمرش برود و دیالوگ ها در روزهای پایانی زندگی مشترک دورا و کافکا اتفاق می‌افتد.

ملاحظات: نامشخص

نوع اثر: اقتباسی

زمان: 6 دقیقه

ژانر: تراژدی

مخاطب: بزرگسال

تعداد پرسوناژ: (0 کودک - 1 مرد - 1 زن)

نوع اجرا: 1 پرده

مضمون اثر: کتاب, کافکا

امتیازدهی:
Sample Profile Picture
...

دورا- صبح روز دوشنبه هفدهم مارس تو برای آخرین بار از اتاق محبوبت خارج شدی و به سمت تاکسی رفتی. ماکس در ایستگاه منتظرمان بود.
کافکا – شب قبلش تو اکثر نوشته هارو سوزوندی.
دورا- تو یه پتو به خودت پیچیده بودی و از من می خواستی آروم آروم ورقهارو داخل آتیش بندازم.
کافکا- باید سوزونده میشدن. از ماکس هم قول گرفته بودم همه رو بسوزونه. اما بعید می دونم همچین کاری بکنه.
دورا- جهان در آینده خیلی بابت این قضیه منو بازخواست کرد.
کافکا- باید بهشون می گفتی اینا اشباح کافکا شده بود. باید می سوزوند تا روحشو نجات بده.