افاضات همایونی
خلاصه داستان:
شاه تنبل و تن پرور و لمپن و همسرش ملکه دائم در حال خوردن هستند و صدای شکم گرسنه رعیت را نمی شنوند ، تلخک مدام به آنها گوشزد میکند اما جز قفا و اردنگی عایدش نمی شود ، تا اینکه رعیت از ظلم به تنگ آمده و خشمگین به سراغشان می آیند ...
ملاحظات: نامشخص
نوع اثر: نمایشنامه تالیفی
زمان: ۵۵ دقیقه
ژانر: نمایش ایرانی
مخاطب: بزرگسال
تعداد پرسوناژ: (۰ کودک - ۵ مرد - ۱ زن)
نوع اجرا: یک پرده
مضمون اثر: و, به, ،, شد, و, حضرت, پایکوبی, خوردن, شکر, طناولات, پس, مفتخر, ماند, رعیت, والا, کنید, خدارا, سرور
تلخک : کباب آهوی ختن پیکش قاضی القضات طبرستان به خاطر مبرا شدن ایشان از اتهام واهی همدستی با سارقین دکاکین بازار
شاه : چه بوی زعفرانی .. به به
تلخک : این بوی رشوه میدهد
شاه : چه گفتی
ملکه : کودن عقب افتاده کله پوکت بر گردن نخیفت سنگینی می کند ...