قصههای تمام نشدنی
خلاصه داستان:
آیدا به درخواست امید شوهر خواهرش از پاریس به ایران برگشته تا در مدت کمی که از عمر خواهرش مانده در کنارشان باشد خواهرش از آیدا و امید خواستهای دارد که برآورده کردن این خواسته مسائل و مشکلاتی برای خانواده به وجود می آورد. او از خواهر و همسرش میخواهد با هم ازدواج کنند.
ملاحظات: این متن در مرداد ۹۶ توسط گروه نمایش مات دیواندره در کردستان به روی صحنه رفت.
نوع اثر: نمایشنامه تالیفی
زمان: 40 دقیقه
ژانر: درام اجتماعی
مخاطب: بزرگسال
تعداد پرسوناژ: (0 کودک - 2 مرد - 2 زن)
نوع اجرا: 10 پرده
مضمون اثر: عشق, بیماری, خیانت
فرهاد یادته وقتی بچه بودیم اون عروسکی که خیلی دوستش داشتی یه روز گم شد -
ویدا اسمش مینا خانم بود. خیلی دوسش داشتم -
فرهاد من برش داشتم... -
ویدا دزدیدیش فرهاد؟ -
فرهاد تو اونو بیشتر از من دوست داشتی... -
ویدا من خیلی گریه کردم -
فرهاد الان واست پسش آوردم -
ویدا کجاس؟ -
فرهاد جعبه را به سمت ویدا هل می دهد. ویدا جعبه را
باز می کند. داخل آن فقط یک پرتقال است.
ویدا اینکه فقط یه پرتقاله -
فرهاد خب تبدیل شد به این پرتقال