سلام آقای کیمیایی
خلاصه داستان:
امیرحسین و بی تا سالها پیش با هم رابطه ای عاشقانه داشته اند ، اما پدر بی تا با ازدواج آنها مخالفت کرده و آنها از هم دور شده اند ، حالا بعد از سالها بی تا به سراغ امیرحسین آمده و به او پیشنهاد ازدواج می دهد ، اما امیرحسین با بیماری ایدز دست به گریبان است ، آنها زندگی خودشان را آغاز می کنند ، در این بین بی تا تلاش می کند که امید زندگی ار به امیرحسین برگرداند ، آنها تصمیم می گیرند فیلمنامه ای برای مسعود کیمیایی بنویسند ، امیرحسین بر اثر وخامت حال فوت می کند و بی تا وظیفه ارسال فیلمنامه برای مسعود کیمیایی را بر عهده می گیرد و ...
ملاحظات: نامشخص
نوع اثر: نمایشنامه تالیفی
زمان: 50 دقیقه
ژانر: ملودرام
مخاطب: بزرگسال
تعداد پرسوناژ: (0 کودک - 2 مرد - 1 زن)
نوع اجرا: نامشخص
مضمون اثر: مرگ،, بیماری
امیر حسین پشت کامپیوتر نشسته و کار می کند . بی تا پاپ کورن می خورد و به امیر حسین هم می دهد
امیر حسین : در مورد قوانین مورفی چیزی می دونی ؟
بی تا : قوانین چی ؟
امیر حسین : مورفی! ببین یه جور قوانینیه که همیشه واسه تو صادقه و هر جور ی هر کاری بکنی این مورد واسه تو اتفاق می افته
بی تا : من نمی فهمم
امیر حسین : ببین مثلا مورفی گوسفند می دونی چیه؟
بی تا : چی می گی امیر حسین؟
امیر حسین : مورفی یه گوسفند اینه که تو هر قصه ای که گوسفند باشه یه گرگم هست.
بی تا : آخی ... چه جالب ... حیوونی!!
امیرحسین : حالا فهمیدی؟
بی تا : آره بابا ، یه جور بدشانسیه !.... مثلا مورفی این بهروز ما تو پاساژشون می دونی چیه ؟
امیر حسین : چیه؟
بی تا: این هروقت ریموت دستشویی رو با خودش می بره در بازه ، اما هروقت نمی بره در قفله و ریموت لازم می شه
امیر حسین : جدی؟
بی تا : آره به خدا
امیرحسین : تو خودت مورفی نداری؟
بی تا : من خودم یه پا مورفی ام ... اصلا تو داری پای اون کامپیوتر چی کار می کنی ؟
امیر حسین: دارم مورفی های دیگرون رو می خونم
بی تا: جالبه ؟
امیر حسین : آره .... ببین مثلا یکی نوشته
بی تا : طفلکی !...مورفی خودت چیه؟
امیر حسین : مورفی من ؟..... اونی که دوسش داری درست وقتی مال تو می شه که...
بی تا : ...لوس نشو امیرحسین
امیر حسین : خوب اینم مورفیه دیگه
بی تا : همیشه نیمه خالی لیوان برات اهمیت ویژه تری داره!
امیرحسین : چرا مثالو می پیچونی دختر؟