من دیوانه نیستم
خلاصه داستان:
نمایشنامه من دیوانه نیستم روایتگر جوانی است که دچار توهم ذهنی خود شده است و با خیالات معشوقه از دست رفته خود زندگی میکند
ملاحظات: نامشخص
نوع اثر: نمایشنامه تالیفی
زمان: 59 دقیقه
ژانر: ملودرام
مخاطب: بزرگسال
تعداد پرسوناژ: (0 کودک - 1 مرد - 2 زن)
نوع اجرا: 4 پرده
مضمون اثر: ملودرام, عاشقانه, تالیفی, بزرگسال
دکتر: دوسش داشتی؟
عماد: کی رو؟
دکتر: ریتا رو
عماد: شده بود همه زندگیم
دکتر: اون .... اونم تورو دوست داشت؟
عماد: ( مکث) اره ... نمیدونم... گاهی اوقات حرفایی میزد که انگار دوسم داره ، اما.... اما بعضی وقتا هم حرفایی میزد که انگار دوسم نداره .... نمیدونم ....
دکتر: پس دوست نداشت...
عماد: من که نگفتم دوسم نداشت ...گفتم نمیدونم
دکتر: باشه باشه ... هرچی تو بگی ... سعی کن زیاد بهش فکر نکنی ... سعی کن یه مدتی بهش فکر نکنی ... به یه زندگی جدید فکر کن .... به ادم جدید دنیا که به اخر نرسیده ... ماهی رو هر وقت از اب بگیری تازست
عماد: به شرطی که ماهی قبلش تو اب نمرده باشه
دکتر : پس از نظر تو ریتا و عشقش دیگه مرده و نیست ؟
عماد : نه ... نه ... ریتا هست ... همیشه هست ... کی گفت اون مرده ؟ (به سمت عکسا میرود) ... دکتر ... یه نگاه به این عکسا بنداز... ببین چقدر قشنگ میخنده ... ادم دلش نمیاد از خنده هاش چشم برداره ... فقط میدونی بدی عکسا چیه ؟
دکتر: نه
عماد: اینکه فقط باید نگاشون کنی نمیدونی حال دلشون الان چیه (ارام زیر لب ) خدا کنه حال دلش خوب باشه ... هم حال دل عکست هم حال خودت
دکتر: ببینم اونقدری که تو ریتارو دوس داری اونم هم تورودوست داره ؟ .... من میگم اون هم تورو دوست داره ... ولی شاید ... شاید .... به خاطر .... اصلا ولش کن ...
عماد : من مطئنم دوسم داره ... همون اندازه که من دوسش دارم
دکتر : عماد تو باید یک سری واقعیت ها رو باید قبول کنی ... اون اگه دوست داشت ترکت نمی کرد...یا تو این مدتی که اینجایی می اومد پیشت
عماد: اون به من قول داده که من اگه شرط رو انجام بدم میاد و برای همیشه پیشم میمونه ... اون قسم خورده ...