Famoun Logo
سلام، لطفا وارد شوید
ثبت نمایشنامه
خانه اقتباسی من پیپ هستم آقای دیکنز!

من پیپ هستم آقای دیکنز! photo

من پیپ هستم آقای دیکنز!

(0 رای ثبت شده)
Sample Profile Picture محسن عظیمی

خلاصه داستان:

درباره پیام، از کودکی عاشق آرزوهای بزرگ است و چون خیلی زندگی‌اش شبیه پیپ است؛ همیشه فکر می‌کند شخصیت اصلی آرزوهای بزرگ یعنی پیپ است و یک استلا در ذهنش دارد. وقتی به دوران دانشگاه می‌رسد؛ همچون پیپ کسی از او حمایت می‌کند و حامی مالی او می‌شود از شهری کوچک به تهران می‌آید برای ادامه تحصیل اما سرنوشتش طور دیگری رقم می‌خورد.

ملاحظات: نمایشنامه یک اقتباس آزاد است از آرزوهای بزرگ چارلز برنده دیپلم افتخار در سی‌‌ونهمین جشنواره تئاتر فجر به عنوان بهترین نمایشنامه سال ۱۴۰۲ توسط نشر افراز منتشر شده است

نوع اثر: اقتباسی

زمان: 90 دقیقه

ژانر: درام اجتماعی

مخاطب: بزرگسال

تعداد پرسوناژ: (1 کودک - 7 مرد - 5 زن)

نوع اجرا: نامشخص

مضمون اثر: بزرگ, دیکنز, چارلز, آرزوهای

Famoun tik icon متن برنده جایزه
امتیازدهی:
Sample Profile Picture
...

پیام خب شما می‌دونید کی حامیِ منه؟
قباد چی؟ حامی چیه؟
پیام یعنی کیه که پول داده من بیام اینجا و...
قباد آها، بله می‌دونم.
پیام خب کی؟
قباد ببینم آقازاده شما یه صدایی نمی‌شنوی؟
پیام صدای چی؟
قباد انگار یکی داره سوهان می‌کشه روی آهن.
پیام چی؟ سوهان؟ مگویچ! مگویچ!
پیام دور و برش را نگاه می‌کند.
قباد چی می‌گی؟
پیام می‌خواد فرار کنه.
قباد فرار کنه؟! گه خورده.
پیام سوهان رو پیپ برارش می‌آره ولی نمی‌دونم چرا حجت آورد؟
قباد حجت کیه؟ آقازاده! آقازاده! چی می‌گی؟ ای بابا. بیا، بیا اصلاً هیچ صدایی نمی‌آد.
پیاد نمی‌آد؟
قباد نه نمی‌آد.
پیام فهمیدم. نکنه کارِ قدم‌خیره؟
قباد چی؟ آقازاده این چه حرفیه؟
پیام نه می‌گم شاید قدم‌خیر حامیِ منه؟
قباد حامی؟! حامی... آها، شاید... می‌دونی آقازاده، قدم‌خیر ثروتِ زیادی بهش رسید.
پیام واقعاً؟ اون دخترخونده هم داره؟
پیام و قباد حواس‌شان نیست. فرنگیس آرام از عمارت بیرون می‌آید.
قباد نه آقازاده، قدم‌خیر هنوز خودش دختره...
پیام ولی ممکنه یه دخترخونده داشته باشه مث استلا نه؟
قباد ببین آقازاده من باید روشن کنم شما رو، قدم‌خیر داستانی داره که خیلی مفصله. ای قدم، قدم، قدم‌خیر، یادش‌به‌خیر.
پیام فرنگیس را می‌بیند. به قباد اشاره می‌کند.
قباد یادش‌به‌خیر چه دورانی داشتیم. اصلاً می‌دونی چیه آقازاده! اگه منِ الاغ یه کم زودتر برگشته بودم الان من... چیه آقازاده؟ چی شده؟ ها؟ کی؟!
یکباره برگشته فرنگیس را می‌بیند. خشکش می‌زند.
فرنگیس پاشو!
قباد [ترسان و لرزان] چشم، چشم.
فرنگیس می‌ری جل‌وپلاست رو برمی‌داری وسطِ آشپزخونه می‌خوابی.
قباد چشم.
فرنگیس فقط امشب نه، هر شب.
قباد بله چشم، هر شب ولی فرنگ جان من باید برات توضیح بدم آخه...
فرنگیس توضیح بی‌توضیح گردنِ خوردِت راه بیافت.
قباد باشه ولی آخه آقازاده از من خیلی سوال داره.
فرنگیس آقازاده هیچ سوالی نداره. الان می‌ره می‌خوابه.
قباد بذار فقط من...
فرنگیس حرف نزن قباد. بیافت جلو. نذار، نذار اون روی سگِ من...
قباد باشه. چشم. نزن، نزن.
قباد می‌رود. فرنگیس به دنبالش. پیام موبایلش را درآورده، شماره‌ای می‌گیرد.