امپرسیون؛ جیغ بنفش
خلاصه داستان:
طی حادثه ای در یک کلوپ زیرزمینی پنج نفر جانشان را از دست داده اند.
ملاحظات: برگزیده دهمین جشنواره تئاتر دانشگاهی ایران
نوع اثر: نمایشنامه تالیفی
زمان: 65 دقیقه
ژانر: درام اجتماعی
مخاطب: بزرگسال
تعداد پرسوناژ: (0 کودک - 3 مرد - 2 زن)
نوع اجرا: 3 پرده
مضمون اثر: اجتماعی،, انتقادی
فروردین تصمیم گرفتم خودمو بکشم. چند تا قرص تو یه لیوان حل کردم. بعد یهو تلفن زنگ زد.
اردیبهشت برای اولین بار بستری شدم. دکتر به مادرم گفته بود یه هیولا تو سرشه.
خرداد از دانشگاه اخراج شدم. هر چند دیگه واقعا میلی هم به موندن نداشتم.
تیر یه نامه نوشتم به مادرم. براش نوشتم الان چند شبه خوابم نمی بره.
مرداد روز تولدمو خط زدم. سعی کردم یادم بره یه روز به دنیا اومدم.
شهریور دو ماه بود که نخوابیده بودم. تو آینه که نگاه می کردم از گوشه ی چشام کرمای قرمز می زدن بیرون.
پاییز گذشت. با یه مشت هرزه گردی بیهوده ی هر روزه.
دی سرد شد. یه باغ روبروی پنجره ی اتاقم بود. چند تا کلاغ مرده رو درختاش افتاده بودن.
بهمن بلند داد زدم. پنجره رو باز کردم و جیغ کشیدم. اما دیگه هیچکی زنده نبود.
اسفند به خودم گفتم باید یه سال بخوابم. اما باز خوابم نبرد.
فروردین یه اسلحه خریدم... دو تا گلوله داشت... یکیش بوی خون می داد.