کَلین
خلاصه داستان:
خانواده ای به سفر می روند. برای آنها اتفاق هولناکی میافتد.
ملاحظات: این نمایشنامه پیش از این در سال 1398 در عمارت روبرو در تهران اجرا شده است.
نوع اثر: مونولوگ
زمان: 50 دقیقه
ژانر: تراژدی
مخاطب: بزرگسال
تعداد پرسوناژ: (0 کودک - 1 مرد - 0 زن)
نوع اجرا: نامشخص
مضمون اثر: گمشده, دریا،, سفر،
حالا من این پایین نمیدونم دقیقا چی هستم. دنبال کی هستم. ولی دیگه دارم این زیر زندگی میکنم. یه صدایی همش مدام تو سرم میپیچه. انگاری صدای خندست. صدای خنده یه عالمه ماهی. اینجا من نه وزنی دارم نه اختیاری. همش مثه یه جسم بی اختیار تکون میخورم. خیلی وقته نوری ندیدم. تاریکه اما روشنه. روشناییش بخاطر این تاریکیشه. از بین اون همه قصه که تو اون کتابا خوندم هیچی یادم نمیاد. اصن چیزی یادم نمیاد. انگاری یادمه ها ولی یه جایی قراره همشون باهم یادم بیان. مادربزرگ مادرم به مادرم گفته بود که صدفا اول بچه بودن بعد میشن صدف. صدفا اصن کف دریا نیستن. صدفا جایین که بچه ها باشن. انگاری تو خوابم. خواب نما نشدم ولی بیدار نیستم. بچه که بودم یه حوضی بود تو خونه همسایه بغلیمون که توش پره ماهیی قرمز بود. یبار در خونشون باز بود من قایمکی رفتم تو حیاط. نشستم لبه حوض. ماهیارو نگاه میکردم. خوب که به کف حوض نگاه کردم متوجه چنتا دونه تسبیح شدم. دستم کردم تو اب درشون بیارم از خواب پریدم...