خواب ساعت صفر
وحید افلاکی بدرلو
خلاصه داستان:
نمایشنامه خواب ساعت صفر به صورت مونولوگ و با حضور تنها شخصیت آن که یک پیرمرد 70 ساله است درباره زندگی فردی به نام رحیم است که قبلا رفتگر بوده و اکنون به دلیل از کار افتادگی خانه نشین شده و در طول این از کار افتادگی، مشکلات بسیاری در زندگی اش افتاده و بار زندگی بر دوش زنش افتاده است. در طول این مونولوگ رحیم، وقایع زندگی تراژیک خود را با همسرش که ظاهرا مرده و جنازه اش در صحنه دیده میشود بازگو کرده و آن را کالبد شکافی می کند.
ملاحظات: اجرایی نداشته
نوع اثر: مونولوگ
زمان: 45 دقیقه
ژانر: تراژدی
مخاطب: بزرگسال
تعداد پرسوناژ: (0 کودک - 1 مرد - 0 زن)
نوع اجرا: 1 پرده
مضمون اثر: تراژدی،, سالمندی
سلام لطفا متن رو به صورت کامل بذارید.
از وقتی که یادمه این ساعت روی صفر نصف شب خواب رفته.. یعنی همون موقعی که ساعتو روی این عقربه دیدم و زدم بیرون برا نظافت خیابونای شهر، دیگه از جاش جُم نخورد.. جُم نخورد تا هیچ وقت فردا رو نبینیم.. همون موقع بود که دنیا برامون تموم شد!... با جاروی تو دستم مشغول جمع کردن آشغالای کف خیابون بودم.. دیدم یه ماشینی که معلومه راننده ش مست کرده با سرعت داره سمت من میاد.. تا خواستم بجنبم و خودمو بندازم تو پیاده رو، زد بهم و پرتم کرد گوشه خیابون و در رفت.. دیگه هیچی نفهمیدم و رفتم تو یه خواب عمیق!... وقتی چشامو باز کردم فهمیدم از پا افتادم.. بخت تو رو سیاه کردم و آینده تنها بچه مو تباه!..