کهته
عقیل جماعتی
خلاصه داستان:
در میان خون و خشم ناگهان عشق متولد می شود .
ملاحظات: کاندید جشنواره فجر اجرای عموم جزیره خارگ
نوع اثر: اقتباسی
زمان: 90 دقیقه
ژانر: جنایی/وحشت
مخاطب: بزرگسال
تعداد پرسوناژ: (0 کودک - 9 مرد - 3 زن)
نوع اجرا: 3 پرده
مضمون اثر: ازدواج, خون, دختر, کشی, کشتن
چهار سالم بود که نمرود جهاز ناخدا صفر رو با هشتاد تن شراب کلمنی دزید و برد یه جا غرقش کرد ... آدمای ناخدا صفر گرفتنش ولی نتونستن از زیر زبونش بکشن منکوف کجاست ... اون موقع مو تنها خویش قوم نمرود بودم ... پیدام کردن و جلو نمرود کردنم تو کله ی سگای هار... سه ساعت تموم سگا وکم کردن و نمرود مثه یه تیکه سنگ فقط تماشا کرد ... فقط چهار سالم بود ... از ترس جنون گرفته بودم ... بعد اون ماجرا هرجا صدای سگ می شنیدم خیس می شدم از شاش و عرق ... یه روز نمرود بردم بیابون و مجبورم کرد صدای سگ در بیارم ... ) صدای سگ در می آورد ( اینقدر زدم تا هزار صدای سگ درآوردم ... فرداش برام یه توله سگ خرید و گفت با ترست نباید بجنگی باید دوستش داشته باشی ... حاال سگ عزیزترین دارایی منه ... ترس دوست داشتنیم ...