نهال زنده است
ابوالفضل دانشمند
خلاصه داستان:
فریبرز کودکی که در شروع جنگ صاحب یک گوسفند میشود و باید جان این گوسفند را در کشاکش این هجوم حفظ کند او به کمک دوستش گوسفند خود را نجات میدهد اما خودش کشته میشود
ملاحظات: نامشخص
نوع اثر: فیلمنامه
زمان: 15 دقیقه
ژانر: تراژدی
مخاطب: بزرگسال
تعداد پرسوناژ: (2 کودک - 2 مرد - 0 زن)
نوع اجرا: نامشخص
مضمون اثر: جنگ, زندگی, ایثار
فریبرز نگاهی به موهای دختر می کند و به سمت پدرش می دود عباس را در آغوش میگیرد با او خداحافظی می کند به سمت ماشین عامر می رود فرفره خود را در هوا میچرخاند نگاهی به دخترک و گوسفندان میاندازد و سوار بر ماشین میشود هنوز چند متری نگذشته در حالی که عباس و دخترک با نگاهشان در حال بدرقه کردن او هستند صدای انفجاری بلند به گوش می رسد تصویر سیاه می شود کمی بعد تصویر ماشین چپ شده و دود و آتش اطراف آن را میبینیم و فرفره ایی که در حال سوختن است صدایی پس از انفجار نمیآید کمی آنطرف تر پس از غبار فریبرز در حالی که چوب دستی در دست دارد به همراه دخترک و چند گوسفند خندان در حال حرکت است آسمان آبی و دشتی سر سبز را میبینم صدا و تصویر جت این غبار را میشکند و صدای جیغ و گریه به گوش میرسد و تصویر آرام آرام سیاه میشود.