نئاندرتال ها
محمدمتین اوجانی
خلاصه داستان:
صادق که شغلش نویسندگی است از زندگی و جایگاه اجتماعی اش راضی نیست و نسبت به هم دوره ای هایش احساس عقب ماندگی می کند. او علت این عقب ماندگی را ازدواج زود هنگام با آزیتا می داند. او تصمیم می گیرد آزیتا را بچه دار کرده تا خودش فرصت بیشتری برای تمرکز و نوشتن فیلمنامه داشته باشد. اما در زایشگاه آزیتا چهارقلو به دنیا می آورد ( یک دختر و سه پسر ) و تمام برنامه ریزی ها و شیوه زندگی صادق تغییر می کند. بعد از به دنیا آمدن نوزادان زندگی رومانتیک و عاشقانه صادق و آزیتا فرسایشی می شود و مدام با یکدیگر جنگ و دعوا می کند. نوزادان که کمی بزرگ شده اند و اعصابشان از جر و بحث های پدر و مادرشان به هم ریخته تصمیم می گیرند که انقلاب کرده و خودشان اداره امور منزلشان را بعهده بگیرند و در نتیجه...
ملاحظات: دکور صحنه باید طوری طراحی شود که بسیار مینیمال باشد. در اجرای صحنه ای این اثر تختخواب نوزاد دختر طوری طراحی شده بود که با چرخش 90 درجه تبدیل به سه صحنه دادگاه(خانواده)، زایشگاه(اتاق عمل) و بالکن(خانه) می شد.
نوع اثر: نمایشنامه تالیفی
زمان: 70 دقیقه
ژانر: کمدی
مخاطب: بزرگسال
تعداد پرسوناژ: (0 کودک - 4 مرد - 2 زن)
نوع اجرا: 3 پرده
مضمون اثر: اجتماعی, کمدی, سیاه
نوزاد کیان : هدف از زندگی فقط شاد بودن نیست، بلکه مفید بودن، شرافتمند بودن، دلسوز و غمخوار بودن هم هست... تفاوت دارد وقتی که فقط زندگی کرده ای یا خیلی خوب، زندگی کرده ای .
نوزاد خسرو: برو بابا توام دلت خوشه ... چه فرقی دارد ... از وقتی ما به دنیا اومدین چیزی که من فهمیدم، مشکل همه ... با پول حل میشه... الان اگه بابا دستش به دهنش می رسید ... این ننه ما می تونست اینطوری سرش داد بزنه ؟ نه.
نوزاد لیلا : به نظر من از تنها بودن، ترک شدن و تموم کردن یک رابطه نباید بترسیم... گاهی وقت ها باید، از یک سری آدم ها هجرت کنیم... تا آدم های جدیدی سر راهمون قرار بگیرن، اینطوری قدر آدم های با ارزش زندگیمونو بهتر می فهمیم.