بازینامه رمضانالمبارک سنه چند هجری
خلاصه داستان:
گروه از بازیگران نمایش های سنتی مشغول تمرین آخرین نمایشنامه سیاه بازی خود هستند که به یکباره با مشکلی مواجه می شوند و شیوه اجرا را تغییر می دهند و ...
ملاحظات: نامشخص
نوع اثر: نمایشنامه تالیفی
زمان: 70 دقیقه
ژانر: نمایش ایرانی
مخاطب: بزرگسال
تعداد پرسوناژ: (0 کودک - 9 مرد - 0 زن)
نوع اجرا: نامشخص
مضمون اثر: قهوهخانهای
پادشاه :تو الان 20 ساله که ما پادشاهیم می خوای توی این طرح چند سالت این تجدد رو وارد کنی نمی کنی ... اصلا تو برکناری
وزیر :تصدقت ... منو بر کنار کنی ...
پادشاه :خوب چی می شه؟
وزیر : برای شما هیچی قربان . من بدبخت می شم
پادشاه :خوب بشو
وزیر :بی چاره می شم
پادشاه:خوب بشو
وزیر:گرسنگی می میرم
پادشاه :چه بهتر
وزیر :بچه هام یتیم می شن
پادشاه:به من چه؟
وزیر:همسرم بیوه می شه
پادشاه :اصلا الان کشتن تو واجب شد
-وزیر زیرگوش شاه چیزی می گوید
پادشاه :جدی؟
وزیر:بله قربان ... بلیطشونو خودم دادم بچه های پشت صحنه تقدیم کردن
پادشاه :یعنی الان همسر ما در بین تماشاگران است؟
وزیر :بله قربان
پادشاه :ما وزیری از تو لایق تر نخواهیم یافت... همان بهتر که در پستت باشی و سایه ات بالای سرآن زن ایکبیری ات باشد
وزیر:ایکبیری؟
پادشاه :همسرمان در سالن است!
وزیر :بله قربان