مغز سرخ
خلاصه داستان:
این متن اقتباسی آزاد از عقل سرخ شیخ اشراق است. ابرام که به دلیل شک و بدگمانی چندی پیش همسر و فرزندش را سوزانده اکنون در آتش عذاب وجدان می سوزد و با همسر و نوزادش واگویه میکند
ملاحظات: متن منتخب در چهارمین دوره جشنواره شهر که در سال 1397 توسط انتشارات طراحان تین به چاپ رسید
نوع اثر: اقتباسی
زمان: 60 دقیقه
ژانر: درام اجتماعی
مخاطب: بزرگسال
تعداد پرسوناژ: (None کودک - 2 مرد - 2 زن)
نوع اجرا: نامشخص
مضمون اثر: آتشدرون, بدگمانی، شک،
سرور: اگه حال و روز بچه رو ببینه کوتاه نمیاد؟
ابرام: چشه مگه؟
سرور: قرمزه...
ابرام: همه نوزادا قرمزن... بزرگ شن خوب میشن
سرور: این یکی سوختگی داره، گوشت تنش آب شده. یه جوری تو دستم لیز میخوره انگار بدون شعله داره گر میگیره. میفهمی ابرام؟
[ابرام در سکوت عمیقا به سرور خیره میماند]
سرور: میترسی الان عقدم نکنی یکی دیگه بیاد منو از چنگن درآره؟
ابرام: اگه تو نیای میرم عاقد میارم اینجا
سرور: (به سمت پیت نفت گوشه اتاق خیز برمیدارد) اگه بری خودمو آتیش میزنم