توهم سرخ
خلاصه داستان:
آناهیتا دختر جوان یک خانواده قدیمی و شجره نامه دار هم چون اجدادش رویای نوشتن دارد.او آقاجون ابراهیم را الگوی خود قرار داده است و برای نوشتن به او اقتدا می کند حال آنکه حسام پدر آناهیتا رویای او را مسخره می کند و اکتشافاتی درباره این خاندان دارد...
ملاحظات: نامزد جایزه پروین اعتصامی نامزد جایزه ادبیات نمایشی ایران منتخب جایزه جشنواره افراز
نوع اثر: نمایشنامه تالیفی
زمان: 80 دقیقه
ژانر: درام اجتماعی
مخاطب: بزرگسال
تعداد پرسوناژ: (ندارد کودک - 2 مرد - 3 زن)
نوع اجرا: 6 پرده
مضمون اثر: جنون, تاریخ, نوشتن, اجداد
شجره:یه لیوان آب به من می دی؟
حسام:بله..حسام به شما آب می ده
شجره:گرمه...ووی
حسام:بیا بگیر شجره جان...بخور.آفرین...داری حسابی آبیاری می شی...داری شکوفه می دی،من مطمئن ام که وقتش که بشه میوه هم می دی...پاشو ...شجره پاشو،جونور رفته زیر تنت
شجره:کو؟کو؟
حسام:...بود...شاید تو لباساته...بگرد
شجره:کو؟...دارم ازت می پرسم کجاست؟
حسام:لابد تو لباساته .من تنها سطح چیزها رو می تونم ببینم...داخلشون رو که نمی تونم...این طبیعیه...چرا اعتراض می کنی؟
شجره:خفه شو...ای )بلند می شود(اینجا هنوز جونور داره.