روشنک
حامد مکملی
خلاصه داستان:
روشنک، دختریست که پس از مرگِ پدر، شهر به شهر میگردد و نقالی و پردهخوانی میکند، حالا در شهر، هنگامِ روایت، دلش برای جوانی ساز به دست میرود و از سویی چشمِ حاکم نیز روشنک را میگیرد؛ دخترک به ناچار باید از قصرِ حاکم بگریزد. سربازان و درباریان که در چنین شبی قرار بود، امیری در ظاهر خائن را به دار بکشند، حالا باید خانه به خانه و کوچه به کوچه در پی روشنک باشند. دختر هم برای فرار از ماموران، ناچار به انجام هر کارِ ناکردهای شده و دستِ آخر هم جوانِ ساز به دست را میبیند و...
ملاحظات: نمایشی تکبازیگر که در آن شاهنامهخوانی، تعزیهخوانی، آوازخوانی، مرشدی و... اشارههایی به گونههای نمایش ایرانی جای دارد که در عشقِ روشنک جلوه میکند. این نمایشنامه به همراه نمایشنامهی تکبازیگرِ دیگری از بنده به نام «آریوبرزن» توسط انتشارات عنوان به چاپ رسیده است.
نوع اثر: نمایشنامه تالیفی
زمان: 40 دقیقه
ژانر: نمایش ایرانی
مخاطب: بزرگسال
تعداد پرسوناژ: (0 کودک - 0 مرد - 1 زن)
نوع اجرا: یک پرده
مضمون اثر: زن, روشنک, روایت
روشنک: وقتی مردای شهر آدم موندن نیستن، باس پای موندنِ نامرداش پیر شد! آره، باس میرفتم... آخه اون مرد بود و من زن، اون باس میموند و من نه، اون باس راحت خلاص میشد و من یه عمر زیر دِینِ این تاریکیِ شب عذاب میکشیدم.