Famoun Logo
سلام، لطفا وارد شوید
ثبت نمایشنامه
خانه مونولوگ سایکوتیک

سایکوتیک photo

سایکوتیک

(0 رای ثبت شده)
Sample Profile Picture رضا آشفته

خلاصه داستان:

مرد یا زنی که در بیمارستان اعصاب و روان بستری است، می‌پندارد او را در معرض نمایش جمعی از مدعوین قرار داده اند؛ به همین دلیل به حضور ایشان معترض است و با بیان یک خطابه تند و هجمه واژگان درصدد است تک تک آنان را متقاعد کند که در این دعوت به اشتباه مشارکت کرده‌اند و بهتر است که این نمایش را ترک کنند و...

ملاحظات: این تک گویی برای نخستین بار با بازی و کارگردانی امید اولیایی در تالار مهرگان تهران سال ۹۷ اجرا شد و همچنین با شرکت در جشنواره تئاتر آرخه در سال ۹۸ برنده بازیگری مرد شد.

نوع اثر: مونولوگ

زمان: ۴۵ دقیقه

ژانر: درام اجتماعی

مخاطب: بزرگسال

تعداد پرسوناژ: (0 کودک - 1 مرد - ۱ زن)

نوع اجرا: ۱ پرده

مضمون اثر: جنون, تک‌گویی, روان‌پریشی

Famoun tik icon متن اجرا شده
امتیازدهی:
Sample Profile Picture
...

صحنه: یک نور موضعی و آدمی که در آن نشسته است، و دور و برش پر از انواع تخمه‌­هاست که مغزخور شده­‌اند.
آدم: دیوانه که شاخ و دم نداره... به قول مرحوم مادرم هفتاد و دو نوع دیوونه هس... چیه؟! به تریج قباتون برخورد؟! به من چه؟ مگه من کارت دعوت براتون نوشتم و فرستادم و عجز و لابه کردم که تورو به پیر و پیغمبر بیاید منو ببینید... من که میمون نیستم بخوام تقلید کارای این و اونو بکنم و شمام قاه قاه بخندید... طوطی هم نیستم که تقلید صدا کنم و شمام خر کیف شید... پس اینجا چه غلطی می­کنید؟ دیوونه که دیدن نداره... داره؟!
تاریکی و سکوت... نور دوباره موضعی است!
آدم: هشتم گرو نه... ندارم... خب تو رو سننه؟ می­خوای بذل و بخشش کنی؟ می­خوای انسان بشی؟... می­خوای ریا کنی؟... می­خوای زر یا مفت بزنی؟ بکن... مگه من دست و پاتو بستم؟ من که خودم زنجیری‌­ام... ببین الانم اینجا حبس­‌ام چون می­ترسند از جام بلند شم چون امکان داره به تک تک شما آسیب برسونم... خب من دیوونم و مجبورم و به ناچار کتف بسته اینجا ولوام... شما چی؟!
سکوت...
آدم (با خنده): نکنه شمام دیوونه‌­ای؟ ببخشید که توهین می­کنم! عشقی... دیوونگی هم عالمی داره! بهت برنخوره... لب و لوچتم آویزون نشه... من یه بار توهین کردم، بله جسارته، قبول!... اما شما چی؟ به زبون و بی زبونی منو نه تنها توهین که تحقیرم می­کنی... منو دیوونه محض می­دونی و زنجیری و حتا حق حیاتو ازم سلب کردی... کدوم سلب؟ چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است؟ نزن خودتو به اون راه... خودم ختم دو عالمم اما صد افسوس که دلم نمیاد ختم یکی رو بخووونم...