هفت دقیقه یکنفس سکوت
خلاصه داستان:
هفت روز قبل از سفر خسرو به اروپا، بیتا و خسرو در یک خانه هستند.
ملاحظات: این متن برگزیده، سیودومین جشنواره تئاتر فجر استان کرمان، ۱۳۹۹ است
نوع اثر: نمایشنامه تالیفی
زمان: 45 دقیقه
ژانر: تراژدی
مخاطب: بزرگسال
تعداد پرسوناژ: (0 کودک - 1 مرد - 1 زن)
نوع اجرا: نامشخص
مضمون اثر: تراژیک, تراژدی, کمدی
- اولین بازی- روز نخستین
نور میآید. نشیمنِ خانهی پدری، با نورِ سرد و ملایم دمِ صبح روشن است. صدای اذان شنیده میشود، از دور و نه از نزدیک. بیتا پشتِ میز نهارخوریِ نشیمن نشستهاست و دستانش را با کِرِم مرطوبکننده میآساید. خسرو، کلافه و خوابآلود وارد صحنه میشود و روی قالیچهی دایرهای ایرانی، در مرکز نشیمن میایستد.
خسرو اینجایی؟
بیتا هوم.
خسرو تو هم خوابت نبرد؟
بیتا نه.
خسرو برد یا نبرد؟
بیتا هر روز همینه.
خسرو چی؟
بیتا چی، چی؟
خسرو هر روز چیه؟
بیتا هر روز همین ساعت پا میشم.
خسرو خوابت نمیبره؟
بیتا [مکث] در نمییاد؟
خسرو چی؟
بیتا حلقهام.
خسرو حلقه؟
بیتا [حلقهاش را به خسرو نشان میدهد] حلقه.
خسرو مالِ خوابه. گوشتِ انگشتت وَرَم کرده حلقه بهش تنگ شده.
بیتا سرِ شب هم در نمیاومد.
خسرو کِی؟