Famoun Logo
سلام، لطفا وارد شوید
ثبت نمایشنامه

شمر photo

شمر

(0 رای ثبت شده)
Sample Profile Picture سامان ناصری

خلاصه داستان:

شمر ، سردار لشگر عبیدالله بن زیاد ، در برزخ ، در مورد تاریخ صحبت مب کند ، او معتقد است که تاریخ نگاران بعد از واقعه کربلا نتوانسته اند به درستی و بدون قضاوت در مورد آن حادثه صحبت کنند و او قصد دارد که از حقایق پرده برداری کند اما ...

ملاحظات: نامشخص

نوع اثر: مونولوگ

زمان: 35 دقیقه

ژانر: درام اجتماعی

مخاطب: بزرگسال

تعداد پرسوناژ: (0 کودک - 1 مرد - 0 زن)

نوع اجرا: نامشخص

مضمون اثر: عاشورا, مذهبی.

امتیازدهی:
Sample Profile Picture
...

من شمرم . شمر پسر ذوالجوشن . جرمم اين است كه سر از تن حسين جدا كردم. آري سر حسين را من بريدم. تو بودي نمي بريدي ؟ راست بگو … حتم داشته باش كه ميبريدي . مگر ميشود كه نبري؟ …تاريختان را خواندم , سراسر اشتباه … چه كسي تنظيمش كرده ؟ … هر كه بوده با بغض از ما و ارادت به حسين اين كار كرده . در تاريختان آمده كه من , يعني شمر , همان كه سر از تن حسين جدا كرد سه پستان داشته , ولي ندارم … ميتوانم جامه بدرم و آشكار كنم كه من نيز دو پستان دارم . آخر من نيزانسانم دو پا دارم ,دو چشم و دو پستان ,مانند ديگران … يا آمده يزيدبن معاويه شراب مي نوشيده , آن هم در انظار , ولله كه اينطور نبوده . من نميگويم كه يزيد شراب نمي نوشيده, از او هر كاري بر مي آيد , ولي مي گويم وقسم مي خورم كه در انظار نمي نوشيده و يا اينكه………. بگذريم، امروز دراين عالم برزخ نشسته ايم تا گپي كوتاه بزنيم. از آن تاريخ نگار بگذريم كه به روز قيامت همه آشكار مي شود . . . چرا سگرمه ها را به هم كشيدي؟ باورم نداري؟ خوب بگذار يك بار من برايت از كربلا بگويم بدون حب وكينه از سرورت حسين و مولايم يزيد. از آن جنگ بي سرانجام و بيهوده از آن سپاه بي علمدار, از آن زنان و كودكان اشكبار. . . جايي خواندم كه حسين به دعوت كوفيان آمده، جايي خواندم كه به كوفه نمي رفته و قصد حكومت ايران داشته و هزارو يك ماجراي ديگروالله كه اگر من از ماجرا خبر داشته باشم .من اصلا نمي دانم كه حسين به كجا و مي رفت و چرا مي رفت فقط مي دانم كه يزيد فرمان داد كه از كربلا به آن طرف نرود.همين، مابقي را حسين مي داند و يزيد و حتي به جرات مي گويم اصحاب حسين هم نمي دانستند كه قصد مولايشان چيست، پس از چرايي رفتن حسين چيزي نپرس كه نمي دانم.