سیمین
خلاصه داستان:
در یک مهمانی با ورود مهمانها رازهایی افشا میشود که هر یک از مهمانها بخصوص میزبان مراسم را دچار آشفتگی میکند تا اینکه با ورود دیگر میزبان شرایط بهطور قابل ملاحظهای دگرگون میشود.
ملاحظات: نامشخص
نوع اثر: نمایشنامه تالیفی
زمان: 60 دقیقه
ژانر: درام اجتماعی
مخاطب: بزرگسال
تعداد پرسوناژ: (0 کودک - 2 مرد - 3 زن)
نوع اجرا: ۱ پرده
مضمون اثر: #درام, #اجتماعی
(سامیار بدیع و گلاره ساقی روبروی یکدیگر نشستهاند و نور شدت گرفته است)
گلاره ساقی: واقعا اینطوری با سیمین آشنا شدید؟ چه جالب، فکر نمیکردم سیمین اینطوری با کسی ارتباط بگیره. یادمه یه روز تو حیاط خونه مادربزرگ سیمین نشسته بودیم که بدون مقدمه گفت دلش میخواد مثل مارکوپولو تمام دنیا رو برگرده. اون روز تا این حرف رو زد، زدم زیر خنده و بهش گفتم: هفتشهر عشق را عطار گشت، ما هنوز اندر خم یک کوچهایم
(بهاره سامانی در حالی که دستانش را با دستمالکاغذی خشک میکند وارد صحنه میشود)
بهاره سامانی: واقعا؟ از بعد فلسفی سیمین چیزی نمیدونستم. حالا به کی ارادت داره؟ عطار؟ سهرودی؟ حافظ؟ کی؟
سامیار بدیع: به نظرم سیمین یه آدم چندوجهی شده. فکر کنم همه این بزرگان رو دوست داره و بهشون احترام میذاره. تا حالا براتون از سعدی یا حافظ چیزی نخونده؟
گلاره ساقی: یه موقعهایی، اما نه اونطور که کار هر روزش باشه
(صحنه تاریک میشود)
××××××××××××