حقایقی دربارهٔ سگها و گربهها
خلاصه داستان:
شیده حامله است و برای آیندهای بهتر برای فرزندش میخواهد او را در انگلستان به دنیا بیاورد. پدر شیده هم در انگلستان زندگی میکند. پیام اما مخالف این کار است و دوست دارد خودش شاهد به دنیا آمدن فرزندش باشد. شیده پیشنهاد میدهد با هم بروند، اما پیام هم مشکلاتی دارد؛ شیده که گمان میکند مشکل پیام پول است به او میگوید پدرش پول سفر هر دو را فرستاده است، اما پیام حاضر نیست از پدر شیده پول قبول کند. بحث و گفتگوی پیام و شیده در این باره به جایی میرسد که بنا بر این میشود ظرف یک هفته هر دو فکرهایشان را بکنند تا به نتیجهای در این مورد برسند، اما…
ملاحظات: نخستین بار در سال ۱۳۹۲ در جشنواره تاتر دانشگاهی و به کارگردانی محمدابراهیم عزیزی اجرا شد. سپس بعد از بازنویسی نمایشنامه در سال ۱۴۰۲ به کارگردانی محمدهادی عطایی در سالن سایه تاتر شهر اجرا شد.
نوع اثر: نمایشنامه تالیفی
زمان: 60 دقیقه
ژانر: ملودرام
مخاطب: بزرگسال
تعداد پرسوناژ: (0 کودک - 1 مرد - 1 زن)
نوع اجرا: 3 پرده
مضمون اثر: جنین،, سقط, خودکشی, جدایی،
شیده بله. ولی اینجوری که من میگم ...
پیام شیده!
شیده ... وقتی خواست بره سر هزار مسئله مثل ویزا و پذیرش ...
پیام شیده!
شیده ... اذیتش نمیکنن. پسفردا خودش خواست بره، برگرده به من و تو بگه ...
پیام شیده!
شیده ... بگه «من همچین امکان خوبی داشتم چرا ازم گرفتینش» چی بگیم؟
پیام شیده تو میدونی پرندهها چرا-
شیده تو حتی گوش نمیدی من چی دارم میگم!
پیام گوش میدم عزیزم ... گوش میدم عشقم. «امکاناتش رو میگیریم- ویزا نمیدن بهش. دهنش سرویس میشه» دیگه ... شیده!
شیده هوم؟
پیام میدونی پرندهها چرا کوچ میکنن؟
شیده خب معلومه دیگه.
پیام چرا کوچ میکنن؟
شیده برن یهجای بهتر.
پیام نه دیگه ... اشتباهت همینه دیگه ... زمانی کوچ میکنن که احساس کنن اونجا غذای کافی نباشه، آب و هوا هم باهاشون سازگار نباشه. ما اینجا غذای کافی که داریم، من هم دلم میخواد بچهم تو این آب و هوا به دنیا بیاد.
شیده تو همین آب و هوایی که بهخاطر آلودگیش دو هفته همهچی تعطیل میشه میگن بچهها نیان بیرون آره؟
پیام همین آب و هوا از نظر من بهتر از هر جای دیگهس.
شیده تو که هیچوقت هیچجای دیگهای نبودهی ...
پیام اصلاً من میخوام بچهم وقتی بهدنیا اومد...
شیده ... الآن چهطوری میتونی مقایسه کنی ...
پیام ... خودم بغلش کنم بیام تحویلِ ...
شیده ...کجا بهتر از کجاست؟
پیام ... مامانش بدم.
شیده تو اصلاً گوش نمیدی چی میگم، همهش حرفم رو میبُری.
پیام عزیزم بهخدا من دشمن تو نیستم.
شیده من هم همچین چیزی نگفتم. مشکل تو اینه که اصلاً به حرفی که میزنم گوش هم نمیکنی چه برسه بخوای بهش فکر کنی. از قبل یه سری چیز تو ذهنت داری - واسه خودت یه پیشذهنیتهایی داری که مدام حرف خودت رو میزنی، بدون اینکه حتی سعی کنی بفهمی من چی دارم میگم.
پیام ...
شیده چیه؟ ... چرا اینجوری نگام میکنی؟
پیام ...
شیده چته؟
پیام من شرمندهتام شیده.
شیده چرا اینجوری میگی؟ ... واسهی چی آخه؟
پیام چهجوری بفرستمت بری اون ور؟ ... منِ گردنشکسته اگه داشتم که اون آبگرمکنِ بیصاحاب رو درست میکردم تو با این حال و وضعت با آب سرد دوش نگیری.
شیده ...
پیام ...
پیام اِ اِ اِ!!! ... شلواره بود رفو میخواست؟
شیده خب؟
پیام بیپدر سی تومن گرفت درستش کرد!
شیده سی هزار تومن؟!
پیام بهخدا فشار اومد بهم.
شیده اون که همهش یه تیکه اینقدری بود!
پیام میگه دلاره؟ ... همهچی به دلاره! رفو هم به دلاره.
شیده میدادی خودم یه کاریش میکردم.
پیام ...
سکوت.
شیده یعنی تو الآن مشکلت پوله؟
پیام خب آره دیگه قربونت برم، عشقم. وگرنه با هم میرفتیم. من میفهمم چی میگی. اینکه اون بچه یه امکان میتونه داشته باشه و ازش نگیریم.
شیده یعنی مشکل پول حل بشه دیگه مشکلی نداری؟!