یکی شبیه تو
خلاصه داستان:
نمایش یکی شبیه تو مجازات یک بازیگر است. مجازاتی در درون خودش. برای جرمی که می تواند به بهای زندگی اش تمام شود. او هم بازی خود در نمایش آنتیگون را در روی صحنه نا خواسته به قتل رسانده است. حالا صدای دلقکی که اساسا صدای درون اوست، بازیگر را عذاب می دهد. صدایی که خود او مسبب اصلی این قتل بوده است. بازیگر برای فرار از مجازاتی که در درون خودش برپاست دست به توجیه می زند. ادله می آورد. بازیگر مقابلش، که نقش کرئون را بازی می کرده است را حسود و کار نابلد می نامد. برای اثبات ادعایش کرئون در آنتیگونه سوفوکل را بازی می کند. او بازیگرِ مقابل اش را در درون خود می بیند که هنوز هم او را مسخره می کند. با دلقکِ درون خود گلاویز می شود و به کودکی اش سفر می کند. او عاشق شمر در تعزیه ی ایرانی است.یعنی عاشق جانی ترین کاراکتر ایرانی. برای فرار از مجازات درونی اش آن را بازی می کند اما با بازی شمر و صحنه ی کشتن امام حسین، گویی قاتل بودن خود را می پذیرد. ناچار رفاقت اش با دوست مقتول اش را مرور می کند و چارلی چاپلین در فیلم دیکتاتور بزرگ را بهترین نقطه ی مشترک رفاقتشان می بیند. او پیش از آن که مجازاتی در باب حقوق برای او در نظر گرفته شود، تاوان جرمش اش را به بدترین شکل می دهد. بدترین مجازات در درون او انجام می گیرد.
ملاحظات: این نمایشنامه برای اولین بار در سال 98 و بعد از آن در سال 1401 در تئاتر شهر تبریز به روی صحنه رفته است. متن برتر سی و یکمین جشنواره تئاتر استان آذربایجان شرقی چاپ شده توسط نشر افراز
نوع اثر: نمایشنامه تالیفی
زمان: 50 دقیقه
ژانر: درام اجتماعی
مخاطب: بزرگسال
تعداد پرسوناژ: (0 کودک - 1 مرد - 0 زن)
نوع اجرا: 1 پرده
مضمون اثر: آنتیگونه, شمر, تعزیه, دیکتاتور, چاپلین, کرئون
بازیگر: میدونی؟! همیشه دلم برای اون مردم توی فیلم دیکتاتور بزرگ می سوخت... براشون فرقی نداره اونی که داره خودش رو جر می ده و داد می زنه هیتلره یا چارلی!... یه کار بیشتر نمی تونن بکنن... کف برنن و سوت بکشن و داد و هوار راه بندازن!همین... این میدونی یعنی چی؟! یعنی اینکه آرزو نداری .. یعنی اینکه مردی ... شدم عینشون ... دیگه هیچی نمیخوام از این دنیا... هیچ گهیش رو نمیخوام...الان فقط یه صحنه میخوام... یه صحنه میخوام که روش سرمو بذارم ...