تلخکامی های یک طلحک
خلاصه داستان:
استنطاق طلحک دربار به جهت ظن به عمل او در واقعه ترور شاه شهید ، سلطان مغفور جنت مکان ، سلطان ابن سلطان ، ناصرالدین و امان
ملاحظات: نامشخص
نوع اثر: نمایشنامه تالیفی
زمان: ۵۰ دقیقه
ژانر: نمایش ایرانی
مخاطب: بزرگسال
تعداد پرسوناژ: (۰ کودک - ۴ مرد - ۰ زن)
نوع اجرا: یک پرده
مضمون اثر: و, که, می, به, راز, آن, سادگیست, قائده, ما, هزار, سخره, اش, همین, فیلسوفان, نیست, دنیا, تفسیرش, میکنند, عالم, گیریم, طلحکان, بافند, جدیتی, ورمز, برایش, میپنداریمش
مستنطق : می دانی برای چه تو را حبس کردند
طلحک : یحتمل بزرگان و گردنکشان وثروتمندان جایی را به خرابی کشاندند وحسب معمول بیچارگان تهیدست باید جوابگو باشند ، باور بفرمائید وقتی هم در خلوت ملوکانه بودیم و شاه وزیر تلنگشان در می رفت و بادی در می کردند به من بینوا قفا می زدند و می گفتند باز توی مجلس شاهانه باد در کردی ، برو بیرون
مستنطق : در این سرزمین شاهی را کشتند
طلحک : به ازای آن کسی را بر دار کردند
مستنطق : او شاه بود نه یک آدم معمول
طلحک : بله یک آدم معمول نبود یک خر تمام بود
مستنطق : گزافه می گویی
طلحک : زرافه کجا بود
فراش اول : دهانت را ببند
مستنطق : مقبره شاه شهید قبله گاه ماست و با جدیت تمام خاک آن را سرمه چشمانمان می کنیم ، این جایگاه مقدس وگرانبهائیست که تلخکان شوخ و شنگ که دنیا را به تمسخر گرفته اند اندکی آن را نمی فهمند ، طلحک تو قائده زندگانی را نمی دانی عمرت را به لودگی و مسخرگی گذاراندی ، حال آنکه جهان اصل بر جدیت دارد ، آن که صبح می خندد پسین می گرید
طلحک : و آن که پسین می گرید شامگاه می خندد ، به جان مبارکتان جناب مستنطق ..