Famoun Logo
سلام، لطفا وارد شوید
ثبت نمایشنامه
خانه مونولوگ ترافیک

ترافیک photo

ترافیک

(0 رای ثبت شده)
Profile Picture عقیل جماعتی

خلاصه داستان:

مردی در یک موقعیت سخت بین مرگ و زندگی مثل آدامس به آسفالت چسبیده است

ملاحظات: جشنواره ی اتود تنگستان جشنواره دانش آموزی تهران

نوع اثر: مونولوگ

زمان: 30 دقیقه

ژانر: کمدی

مخاطب: بزرگسال

تعداد پرسوناژ: (0 کودک - 1 مرد - 0 زن)

نوع اجرا: 1 پرده

مضمون اثر: جن, تنهایی, ایرانی, مادر, ترافیک, نور, کالای, جاده, آسفالت

Famoun tik icon متن اجرا شده
Famoun tik icon متن برنده جایزه
امتیازدهی:
Sample Profile Picture
...

ای خدا شکرت ... الان ده ساله شغلم اینه ولی واسه اولین باره که چشمم به آسمون افتاده ...چقدر آسمون تو بیابون قشنگه ... انگار یه کاسه مروارید ...جعفر خان بچه تر که بودیم شبا رو پشت بوم خونه می خوابیدم و ننه جون واسمون قصه تعریف میکرد ... آسمون هیچ فرقی نکرده ولی ماها خیلی فرق کردیم ...سابق اسم تمام ستاره هارو بلد بودم ... مثلا این اسمش چیز بود .. چیز ... یادم نمیاد ...الان تنها چیزی که تو ذهنمه قبض آب و برق و تلفن اجاره خونه و خرج شکمه ...خدایا اگه امشب قراره لای لاستیکای سیاه وبوگندوی یه بنز خاور قدیمی مدل 911 جون بدم خیالی نیست ... دیگه نگرانش نیستم ... چون امشب دوباره واسه یه لحظه هم که شده برگشتم تو بچگیام ... راستی یادم اومد اسم اون ستاره چی بود ... خوشه ی پروین ... آره اسمش همین بود ... خوشه ی پروین ... ( قیچی را از جیبش در می آورد و چند بار به هم می زند و می خندد ) ننم همیشه میگه بچه اینقدر قیچی رو خالی بهم نزن تو خونه ... دعوا راه میفته ... ( فکر می کند ) شاید بتونم قطعش کنم ...( جعفر مانعش می شود ) ولم کن جعفر خان ... آدم یه دست باشه بهتر از اینه که اصلا نباشه ( جعفر عروسک را گرفته و پرت می کند ) نه... آخه چرا این کارو کردی جعفر خان ... این تنها راه نجاتم بود... ( میزند زیر گریه ،صدایی می آید )