Famoun Logo
سلام، لطفا وارد شوید
ثبت نمایشنامه
خانه نمایشنامه تالیفی آپارتمان لاله

آپارتمان لاله photo

آپارتمان لاله

(0 رای ثبت شده)
Profile Picture نوید ایزدیار

خلاصه داستان:

دقایقی تا تحویل سال مانده و ساکنان چهار واحد یک ساختمان خود را برای جشن نوروز‌ و شروع سال جدید آماده می‌کنند.

ملاحظات: «آپارتمان‌لاله» برای اولین بار در تابستان‌۸۵‌ به کارگردانی نویسنده و بازی نوید محمدزاده‌(طبقه اول) نوید سبزوار و غزاله هدایت‌پور (طبقه دوم) فراز سرابی پرشین نواب ( طبقه‌سوم) و امید مشهدی، پردیس نواب (طبقه‌چهارم) در شهر کرج به صحنه رفت.

نوع اثر: نمایشنامه تالیفی

زمان: 60 دقیقه

ژانر: درام اجتماعی

مخاطب: بزرگسال

تعداد پرسوناژ: (1 کودک - 4 مرد - 3 زن)

نوع اجرا: 4 پرده

مضمون اثر: نمایشنامه, لاله, آپارتمان

Famoun tik icon متن اجرا شده
امتیازدهی:
Sample Profile Picture
...

مرضیه:مضارع رفتن ؟
مهرداد: رو
مرضیه: اوهوم ، خودشه ... جدولم جدو‌لای قدیم
مهرداد: چی شده باز ؟ نمی‌تونی حل کنی گیر دادی به جدول
مرضیه: چرت و پرته سوالاش آخه
مهرداد: مشکل از اطلاعات عمومی شماست سرورم
مرضیه: اطلاعات عمومی من کامله
مهرداد: شما همه چیزت کامله
مرضیه: معلومه ، تویی که مثل این سفره‌ی هفت سین می‌مونی
مهرداد: چشه مگه ؟
مرضیه :هیچی،کُلن پنج تا دونه سین داره ، اسمشم شده هفت‌سین
مهرداد : من چی‌کار کنم ؟ نکنه سبزه‌ رَم من باید بکارم؟
مرضیه : اون زمانِ مادر بزرگ جنابعالی بودکه سبزه‌ رو می‌کاشتن، الان همه از بازار می‌خرن
مهرداد : پس بنده خدا ننه‌جون من اگه الان زنده بود، حسابی کارش می‌گرفت ... اون موقع‌ها واسه همه‌ی فامیل سبزه می‌کاشت .... خدا بیامرزتش، زنم زن‌های قدیم !
مرضیه: وقتی عقب افتاده‌هایی مثل شماها اسم‌شون بشه شوهر، زن قدیم وجدیدش فرقی نمی‌کنه
مهرداد :هه! ...زن‌های جدید مثل سبزه‌های غیر خونگی‌ان ، روز دوم عید خشک می‌شن
مرضیه: جنس درست حسابی هیچیش نمی‌شه
مهرداد: من همیشه جنس درست و حسابی می‌خرم
مرضیه :آره ... می‌دونم ... تو دست به خریدت حرف نداره
مهرداد: ماشالا زبون که نیست ، مارای شونه‌ی ضحاکه !
مرضیه : پس تا مغزتو نخورده ، ساکت باش بذار جدول‌مو حل کنم
مهرداد :جای این‌کارا پاشو وسایلو جمع کن ، بعدِ سال تحویل می‌خوایم راه بیفتیما
مرضیه:همه رو جمع کردم
مهرداد:به مامانت‌اینا زنگ زدی ؟
مرضیه:آره بابا پدرم دراومد ، مگه می‌گرفت
مهرداد:جاهای دور این‌جوریه دیگه
مرضیه: تقصیر توئه که ازجاهای دور زن گرفتی
مهرداد: من به انتخابم افتخار می‌کنم سرورم
مرضیه: واااای ! ذوق مرگ شدم ملیجک !
مهرداد: می‌خوای خفه ‌شم خیالت راحت شه؟ (مکث کوتاه)
مرضیه: پرستار بچه؟...
مهرداد:چی؟
مرضیه: سه حرفه؟
مهرداد: لَله