دشمن شماره یک اجتماع
سینا کاظمیان
خلاصه داستان:
میخائیل برکویچ،نویسنده و کارگردان روسیه ای به دلیل نمایش اخیرش که در روستایی به صحنه رفته بود، بعد در مسکو میان تمرینات دستگیر شد، اکنون در زندان سیاسی به سر میبرد. با چالش هایی روبرو است، خاطرات و درد و دل هایی میکند. او در سلولش تصمیم گرفته است که روزانه یادداشت هایی بنویسد....
ملاحظات: به تازگی مکتوب شده. در جشنواره کودک و نوجوان بینالمللی اردکان در بخش زیر هجده سال تایید شد و منتخب
نوع اثر: مونولوگ
زمان: 15 دقیقه
ژانر: تراژدی
مخاطب: دانشجو
تعداد پرسوناژ: (0 کودک - 1 مرد - 0 زن)
نوع اجرا: 3 پرده
مضمون اثر: نمایشنامهکوتاه, زندان، نویسنده, تکگویی, اوین
<p>قوی🤌</p>
بخش اول:
سلول، واقع در زیرزمین یک زندان قدیمی، روسیه. روی دیوار سمت راست در خروجی قرار دارد. میزی که روی
آن کبریت، پاکت سیگار کَمِل، برگ هایی ریخته شده، مداد، و صندلی زنگ زده دیده میشود. تختی با
روتختی چرکی و کثیف در عقب صحنه جا گرفته است.
بخش دوم:
چشمانش گود، و تن و صورتش
خیس، گویی بیمار است.
چشمانش را میمالد و تکیه به تخت
کمک میگیرد که به ایستد.
بخش سوم:
میخائیل: روش هنری همینه، چه نویسنده باشی یا چه بازیگر؛ هر از چندگاهی باید کارتو خوب انجام بدی، وگرنه کارت به
عنوان نویسنده یا بازیگر تمومه. دیگه پیشنهادی نمیگیری، مثل فاحشه ای که نمیتونه مشتری گیر بیاره
منم که تکلیفم روشن نیس. همینطور که گفتم به همه چیز فکر میکنم. بچگیم..