Famoun Logo
سلام، لطفا وارد شوید
ثبت نمایشنامه
خانه نمایشنامه تالیفی رهایی از شائولین

رهایی از شائولین photo
رایگان

رهایی از شائولین

(0 رای ثبت شده)
Profile Picture محمدمتین اوجانی

خلاصه داستان:

در افسانه ها چنین آمده است؛ سلطان کئوک و همسرش شمشیری جادویی را از استاد کوندور به عنوان هدیه پذیرفته اند و آن را ذوب کردند و در قالب های جدید ریختند و دو شمشیر جدید ساختند . یکی را اژدها کش و دیگری را ستاره گیر نام نهادند . سری را که آموخته بودند نوشته و بهمراه راز فرمانروایی در شمشیرها پنهان کرده اند . هر که مالک هر دو شود بر جهان هنرهای رزمی فرمان می راند و به استاد بزرگ هنرهای رزمی مبدل می شود . البته همگان هر دو شمشیر را با هم می خواستند و اینگونه شد که نبردهایی میان فرقه های مختلف شکل گرفت. به مرور زمان دو گروه اصلی پا به میدان گذاشتند یکی گروه سیک ها به رهبری شائولین و گروه بعدی دشمنان آنان بودند که نام فرقه ی مینگ را برای خود برگزیدند که نام رهبرانشان اژدهای بنفش/عقاب سفید /شیر زرین/ خفاش خردعلی و پلنگ سیکلمه بود این دو گروه همیشه در حال جنگ هستند تا بتوانند هر دو شمشیر را داشته باشند . اما در این میان کیوسنگ بهترین شاگرد استاد سامسونگ از فرقه ی شائولین که مردی جوان و شهره به درست کاری بود دل به یانگ سوسو دختر خفاش خردعلی از فرقه مینگ می بندد و یواشکی به دور از چشم پدر ازدواج کرده و با یانگ سوسو فرار می کند . در طرف دیگر سین کوان یکی دیگر از اساتید کونگ فو از فرقهی شائولین جهت کمک به امپراطوری برای از بین بردن فرقه ی مینگ خانواده خفاش خردعلی را قتل و عام می کند . خفاش خردعلی برای گرفتن انتقام شمشیر اژدها کش را می رباید و با زن عموی شیر زرین که از قبل همدیگر را می خواستند پا به فرار می گذارند . آنها به جزیره ای دور افتاده به نام یخ و آتش متواری می شوند و برای خودشان یک معبد جدید با اصول و فنون فرقهی شائولین راه می اندازند و وضعیت مالی خوبی هم بهم می زنند اما بعد از مدتها عموی شیر زرین که در فراغ همسرش می سوخته و می ساخته محل اختفای همسر فراری اش را پیدا می کند و توسط یک سم محلک که در غذایش می ریزد او را می کشد ولی در هنگام خروج خفاش خردعلی او را می بیند و با یکی از فون قدیمی و راز آلود که از شمشیر اژدها کش یاد گرفته بوده است او را می کشد . خفاش خردعلی بعد از مرگ همسرش هیچ وقت از معبد شائولین پا بیرون نگذاشت.

ملاحظات: این نمایش در جشنواره تئاتر فجر سال 1398 در بخش فجر پلاس مقام اول بهمراه تندیس و جایزه نقدی دریافت کرده و دی ماه 1398 در مجموعه تئاتر دیوار چهارم اجرا شده است.

نوع اثر: نمایشنامه تالیفی

زمان: 70 دقیقه

ژانر: کمدی

مخاطب: بزرگسال

تعداد پرسوناژ: (0 کودک - 6 مرد - 4 زن)

نوع اجرا: 5 پرده

مضمون اثر: کمدی, سیاه, جنگی

Famoun tik icon متن اجرا شده
Famoun tik icon متن برنده جایزه
امتیازدهی:
Sample Profile Picture
...

استاد : یک سنگ ریزه که به داخل آب برکه پرت میشه... سکون و آرامش اون برکه؛ بهم می خوره و ساعت ها طول میکشه دوباره به اون آرامش قبلی برگرده .
زن: منظورتون از سنگ ریزه من بودم استاد؟
استاد: مثال زدم؟
زن: مثال بدی زدین... شما با مثالی که الان زدید منو خیلی کوچیک و ضعیف نشون دادین.
استاد: دربرابر کنگ فو و معبد شائولین همه ما کوچک هستیم.
زن : به نظر من هیچ عملی چه بزرگ چه کوچک چه خوب و چه بد وجود ندارد که تنها از یک انگیزه سرچشمه نگیرد و اون انگیزه ام ضرورت تسکین دادن به نفس خود انسان است .
استاد: شما خیلی خوب صحبت می کنید ... ولی کاملا با شما مخالفم ... فکر می کنم در این مورد کمی احساسی و زنانه نظر دادید؟