تعفن زمان
خلاصه داستان:
در بورانی بیانتها، چند مسافر در کلبهای متروکه گرفتار میشوند و با هر بار «خوابیدن ساعت» بلند میشوند و برای کسانیکه میروند تا ساعت شهر را تعمیر کنند سر و صدا به راه میاندازند. آنها صدای افراد گیر افتاده در ساختمان متروکه را نمیشنوند اما هر بار که ساعت میخوابد آنها با وحشت و جنگیدن برای بقاء خود آتشی روشن میکنند و سعی میکنند تا آنها را متوجه خود سازند. اما این شرایط با ورود مردی با چمدانی حاوی جنازه زنی گمشده رازهای تازهای را آشکار میکند و مسیر داستان تغییر کرده و پیچیدهتر میشود.
ملاحظات: نامشخص
نوع اثر: نمایشنامه تالیفی
زمان: 30 دقیقه
ژانر: تراژدی
مخاطب: بزرگسال
تعداد پرسوناژ: (0 کودک - 4 مرد - 1 زن)
نوع اجرا: 1 پرده
مضمون اثر: سمولیسم, سورئالیسم, فلسفی
مسافر1: دستت به اون چمدونو جنازهی توش نخوره! شیر فهم شد! وگرنه دو تا تیر خالی میکنم وسط کلهات!
مسافر2: تو که گفتی اسلحه نداری؟