تاریخ شفاهی تلویزیون
خلاصه داستان:
یک مجری مشهور از تلویزیون و دروغهایش فراری شده و خودش را در خانه قرنطینه کرده.
ملاحظات: این متن تنها یک اجرا در پلاتوی شماره یک دانشکدۀ هنرهای زیبا با بازی نادر خوشخبت رفته است.
نوع اثر: مونولوگ
زمان: 50 دقیقه
ژانر: درام اجتماعی
مخاطب: بزرگسال
تعداد پرسوناژ: (0 کودک - 1 مرد - 0 زن)
نوع اجرا: 1 پرده
مضمون اثر: دروغ, تلویزیون, مجری
مادرم گفت مادرِ مادرش، يعنی همون مادربزرگِ مادرم، وقتي پدربزرگم تلويزيون رو آورد
خونه با ديدن تصاويرش اينقدر وحشت كرده كه همون شب سكته كرده و مُرده. شايد اولش
بخندین اما فكرشو كنيد تا حالا اين قدر عميق به خودتون فكر كرده بودين كه با
ديدن چيزی كه اين قدر دروغها رو واقعی نشون میده سرتونو بذارينو بميريد؟ نبايد به
خودتون شك كنيد؟ اون پيرزنِ بینوا شايد وجدان مردهی ما بوده.