خطای ناشناخته : قلبی که منطق دارد،قلبی که احساس می شناسد
محمد رحمانیان ثابت
خلاصه داستان:
سارا دانشی ،ملقب به دان ، معاون شرکت سون اینترتیمنت در آلمان، با سر دردی عجیب به هوش می آید و خود را در اتاقک شیشه ای می ببیند ( این اتاق ها در زمان اضطرار همچون جنگ قحطی و خشکسالی توسط خودش ساخته شده بود) تنها رابط بین سارا و دنیای بیرون، ریزا ( هوش مصنوعی) ست که قرار است آرام آرام به سارا بگوید چه اتفاقی افتاده اما با تعریف اتفاقات افتاده توسط ریزا ماجرا پیچیده تر از تصورات سارا پیش میرود.
ملاحظات: نامشخص
نوع اثر: نمایشنامه تالیفی
زمان: ۷۰ دقیقه
ژانر: درام اجتماعی
مخاطب: بزرگسال
تعداد پرسوناژ: (۰ کودک - ۳ مرد - ۳ زن)
نوع اجرا: ۵ پرده
مضمون اثر: اجتماعی, معمایی, رازآلود
سیل: مثلاً سه ماه پیش یکی از تقاضا کنندهها میگفت نامزدش یک سال پیش تو تصادف فوت کرده و نمیتونه از فکرش بیاد بیرون بخاطر همین از شرکت یه شبیهساز گرفت، دادههای خودش و نامزدش رو گرفتیم و روی شبیهساز نصب کردیم. به گفته تقاضاکننده تمام رفتارها، کلمات، تکهکلامها، شوخیها و مرور خاطرات تطابق ۹۰ درصدی داشتن!
دان: منظور؟
سیل: منظورم واضحه میخوام برای تو هم این شبیهساز رو راه بندازم.