وارثان
خلاصه داستان:
نرگس برای اینکه پسرش بهروز را از تغیر جنسیت منصرف کند سراغ مردی به اسم مجید می رود که بسیار شبیه شوهر مفقود الااثرش است. او از مجید می خواهد که نقش شوهر او را بازی کند و بهروز را منصرف کند. نرگس تغیر جنسیت بهروز را مساوی با از بین رفتن آبرویش می داند.
ملاحظات: نامشخص
نوع اثر: نمایشنامه تالیفی
زمان: 60 دقیقه
ژانر: درام اجتماعی
مخاطب: بزرگسال
تعداد پرسوناژ: (None کودک - 3 مرد - 1 زن)
نوع اجرا: 12 پرده
مضمون اثر: حقیقت،, خانواده،, زن،
ارشیا: دیگه به زور از مترو نواب زدم بیرون. فقط آدم. هکه به هم هیس می گفتن. به زور اومدم تو آزادی. داشتم خفه می شدم. ولی تصمیم رو گرفته بودم. باید عکاسی می کردم. به سمت میدون آزادی می اومدم تا بتونم یه جایی پیدا کنم. همه جا پر آدم بود. گوش تا گوش آدم بود. تا سر خوش اومدم. اما حالم ناخوش بود. یه پل هوایی نزدیک دانشگاه سوره بود. رفتم اون بالا. خودم رو به زور جاکردم. باورت نمیشه. آدم. آدم. آدم. چند تا عکس گرفتم. بعد یه پسره از کنار اون خروجی رفته بود رو سقف پل. یاد گرفتم. من هم رفتم. رو سقف پل ایستادم. این عکسها رو گرفتم. ندا با تو هستم. نگاه نمی کنی؟ حواست هست من چی میگم؟
بهروز: قاضی موافقت می کنه؟
ارشیا: بسه انقدر سیگار نکش دختر . می خوای خودت رو بکشی؟
بهروز: جواب منو بده. شدنی هست یا نه؟