جنگ و صلح
خلاصه داستان:
لیکن من به شما میگویم که هرکس نگاه شهوت به زنی اندازد، همان دم با او زِنا کرده است. پس اگر چشم راستت تو را بلغزاند، قطعش کن و از خود دور انداز زیرا تو را مفیدتر آن است عضوی از اعضایت تباه گردد از آنکه کل بدنت در دوزخ افکنده شود. اگر دست راستت تو را بلغزاند قلعش کن و از خود دور انداز زیرا تو را بهتر آن است که عضوی از اعضایت نابود شود، از آنکه کل جسدت در دوزخ افکنده شود. "انجیل متی"
ملاحظات: کسب رتبه سوم نمایشنامه نویسی در سی و نهمین جشنواره تئاتر فجر
نوع اثر: نمایشنامه تالیفی
زمان: 60 دقیقه
ژانر: تراژدی
مخاطب: بزرگسال
تعداد پرسوناژ: (0 کودک - 2 مرد - 2 زن)
نوع اجرا: 4 پرده
مضمون اثر: کمدی, سیاه, درام
ویل: لعنت به لئو تولستوی.
امیلی: ...
ویل: لعنت به لئو تولستوی.
امیلی: ببخشید ؟!
ویل: لئو رو میگم.
امیلی: (به کتاب نگاه میکند.) آهان.
ویل: آناکارنینا آره؟
امیلی: (دوباره به کتاب نگاه میکند.) آره.
ویل: نویسندههای بهتر از این یارو هم وجود داره... اون یه- اون یه...
امیلی: ...
ویل: میدونی که اون یه روس بوده.
امیلی: ...
ویل: میدونی که روسا چه جورین؟
امیلی: چه جورین؟
ویل: اونا یه مشت عوضی غیرعادیان.
امیلی: ...
ویل: جنگ و صلح... استراتژی روسها. جنگ رو راه بنداز و بعد پیشنهاد صلح بده، جوری که مردم فکر کنن آدم خوبه تویی (مکث)