Famoun Logo
سلام، لطفا وارد شوید
ثبت نمایشنامه
خانه نمایشنامه ترجمه به دنبال دروغگو

به دنبال دروغگو photo

به دنبال دروغگو

(0 رای ثبت شده)
Profile Picture کریم عظیمی ججین

خلاصه داستان:

فریکیس نماینده پارلمان آتن پیش از انتخابات وعدههای بی شماری داده است. حال که به پارلمان راه یافته هواداران و تبلغ کننده های او برای عملی کردن قول ها و وعده های فریکیس به او مراجعه می کنند ولی او ناتوان از عمل به وعده هایش است و حتی نمی تواند به مراجعه کننده هایش دروغ گفته و آنها را سر کار بگذارد. به این نتیجه می رسد باید فردی را که مهارت در دروغ گفتن دارد استخدام کند تا او را از این گرفتاری نجات دهد. تئودور فردی که افتخار می کند دروغگویی ماهر است به او مراجعه کرده و به استخدام در می آید.تئودور مشکلات پیش آمده مراجعه کنندگان فریکیس را با دروغ و وعده هایی برطرف و موجب محبوبیت موقتی فریکیس می شود. اما مشکلات دیگری پیش می آید.

ملاحظات: این نمایشنامه برای اولین بار در ایران ترجمه شده و اولین بار توسط اتابک نادری با نام دپوتات به اجرا در آمد و موجب استقبال قرار گرفت. بخصوص معرفی نویسنده اثر که در یونان به عزیز نسین یونان معروف است از سوی هنرمندان بزرگی همچون سیروس ابراهیم زاده، زنده یاد جمشید مشایخی مورد تحسین قرار گرفت. این نمایشنامه کمدی به خاطر مضمون سیاسی و اجتماعی و نگاه کمدی به دروغگویی توسط سیاستمداران مورد توجه قرار گرفته و تاکنون بارها در شهرهای مشهد، تهران، یزد، کرمان، اهواز، اورمیه و... از سوی کارگردانان مختلف به به روی صحنه رفته و مورد استقبال تماشاگران واقع شده است. نمایشنامه به دنبال دروغگو به همراه نمایشنامه دگماتیسم از همین نویسنده و ترجمه اینجانب از سوی نشر دیدآور منتشر شده است.

نوع اثر: نمایشنامه ترجمه

زمان: 100 دقیقه

ژانر: کمدی

مخاطب: بزرگسال

تعداد پرسوناژ: (0 کودک - 7 مرد - 6 زن)

نوع اجرا: 2 پرده

مضمون اثر: نمایشنامه, به دنبال دروغگو, کمدی، ترجمه

Famoun tik icon متن اجرا شده
امتیازدهی:
Sample Profile Picture
...

وارسیداس : (در حال گردگیری) خانم پیجا حالشون خوبه؟
پیجا : به تو چه؟
وارسیداس: پهه! می‌شه بگید دیشب چه خوابی دیدید؟
پیجا: اونم به تو ربطی نداره... دست بجنبون... آقای فریکیس الانه است که بیان و تو هنوز کارتو تموم نکردی... اونوقت وای وای وای... وای به حال تو!
وارسیداس: چرا وای به حال من؟!
پیجا: پس وای به حال کی؟ معلومه که تو...
وارسیداس: می شه بگید خانم پیجا، کی باعث شد آقای فریکیس نماینده‌ی مجلس شدند؟ کی محافظ ایشونه؟
پیجا: کی باید باشه، تو! حالا برو... برو دست از سرم بردار. یه تپانچه زوار در رفته داری بهش می‌بالی و فکر می‌کنی آدم شدی.
وارسیداس: زوار در رفته؟
پیجا: پس چی؟ تازه! گلوله هم نداره .
وارسیداس: خانم پیجا! درش بیارم؟
پیجا: ها... درش بیار ببینم.(وارسیداس با پرِ گردگیری محکم روی میز پیجا می‌زند. گرد و خاک بلند می شود) آروم‌تر...
وارسیداس: پاشو... پاشو می خوام به کارام برسم.
پیجا: دست از سرم بردار... جای دیگه ای برای گردگیری پیدا نکردی؟
وارسیداس: (پر گردگیری را به سر و روی پیجا می‌زند) وای ... وای... وای، تو هم که گرد و خاکی شدی، قند عسل.
پیجا: گم شو! بیشعور... (آقای فریکیس از پله ها پایین می‌آید.)
فریکیس: چه خبره اینجا؟ چه‌تون شده شماها؟ دارید چیکار می کنید؟
وارسیداس: دارم وظیفه مو انجام می‌دم قربان. گردگیری می‌کنم.
فریکیس: جای دیگه‌ای برای گردگیری پیدا نکردی؟! باید ایشون‌رو گردگیری کنی؟ مگه نگفتم از جات تکون نخور... زود باش برو سرجات!
وارسیداس: ببخشید قربان‌‌... (سریع از در سمت چپ بیرون می رود)
پیجا: ببخشید آقای فریکیس! نمی‌خوام فضولی کنم، اما این مرد آدم بشو نیست. اونقدر گستاخ شده که همش می‌گه اگه اون نبود، شما تو انتخابات نمی‌تونستید رای بیارید و نماینده مجلس بشید.
فریکیس: اون یه احمقه و...
پیجا: منم باهاتون موافقم، چونکه...
فریکیس: موضوع دیگه تموم شد؛ لازم نیست این بحث رو ادامه بدید. کسی سراغ منو نگرفت؟
پیجا: (دفتر را ورق می‌زند.) یه آقایی به اسم «آناستا‌‌سیادیس»، ازطرفدارها و اعضای ستاد تبلیغاتی‌تون...
فریکیس: خوب، چی می‌خواست؟
پیجا: قبل از انتخابات بهش قول استخدام داده بودید.
فریکیس: اوه... ولش کن... بعدی.
پیجا: «کاونیدیس»...
فریکیس: این چی می‌خواد؟
پیجا: درخواست انتقال ... قول انتقالش‌رو داده بودید.
فریکیس: خوب... خوب! اینم ولش کن... دیگه چی؟
پیجا: «جئورجیو»...
فریکیس: این‌ یکی دردش چیه؟
پیجا: درخواست معرفی برای گرفتن وام بانکی... قولش ‌رو داده بودید.
فریکیس: خوب... اینو هم ردش کن بره. دیگه چی؟
پیجا: دکتر «کاراپیلا» زنگ زده بودند.
فریکیس: دکتر؟ چی می خواست؟
پیجا: قرار بوده براش کرسی تدریس بگیرین تو دانشگاه.
فریکیس: ردش کن بره... بعدی
پیجا: یکی به اسم «مارجوکو»...
فریکیس: چی می‌خواست؟
پیجا: آزمایش ادرار...
فریکیس: چی؟! آزمایش ادرار؟! امکان نداره، خوب دقت کن...
پیجا: منم بهش گفتم. گفتم آقای فریکیس نماینده‌ی مجلس هستند، پزشک که نیستند.
فریکیس: و اون چی گفت؟
پیجا: گفت من به آقای فریکیس رای دادم.
فریکیس: برای آزمایش ادرار به من رای داده؟ فکر کرده ربطی به وظیفه ی من تو مجلس داره؟ متأسفم!
(وارسیداس وارد می شود)