نبش قبر
خلاصه داستان:
دکتر کامران کیان یکی از بزرگترین و شناخته شده ترین جراح های مغز و اعصاب در ایران ، مدت است که به دلیل فوت همسرش به شمال کشور رفته و آنجا در کنار بیمارستان شخصی اش زندگی می کند ، پسران او با مشکلات فراوانی دست و پنجه نرم می کنند و اختلاف شدیدی هم به دلیل وجود یک زن در زندگی هر دوی آنها گریبانگیرشان شده ، آنها انتظار دارند که دکتر مشکلات آنها را رفع کند ، اما چیزی در گذشته دکتر کیان هست که او را درگر خودش کرده و از همه مسایل غافل شده و ...
ملاحظات: نامشخص
نوع اثر: نمایشنامه تالیفی
زمان: 60 دقیقه
ژانر: درام اجتماعی
مخاطب: بزرگسال
تعداد پرسوناژ: (0 کودک - 5 مرد - 0 زن)
نوع اجرا: نامشخص
مضمون اثر: عشق, خانوادگی،, اجتماعی،
دکتر کیان :می خوام این قصه ات که می گی مجوز گرفته رو واسم تعریف کنی ... خسته شدم بس
که قصه گفتم ، می خوام یه کم هم بشنوم.
امیر : قصه اش تلخه ، واسه حال الانمون مناسب نیست.
دکتر کیان : قصه که هست!
امیر: قصه،قصه یه کارگره که از داروندار دنیا فقط یه پسر داره ، یه روز این کارگره از سر
اشتباه توی یه درگیری می زنه و یکی رو می کشه ، پسرش دربه در می افته دنبال
رضایت از اولیاءدم، ولی اونا رضایت بده نیستن توی این رفت و اومدا پسره می فهمه
که خانواده مقتول واسه اعدام باباش باید دیه پرداخت کنن ،شیطون می ره زیرپوست
پسره ، به خودش می گه این بابای ما تو زندگی که واسه ما پدری نکرد شاید مرگش
قراره برام پدری کنه،این شد که بی خیال رضایت می شه و میزنه تو کار تجارت و چک
بازی و پول سودی رو حساب دیه باباش ، وقت موعود می رسه ، ساعت 5صبح حیاط
زندان ، خانواده مقتول ، مامور اجرا و همه اونایی که باید باشن وبابای پسره ... دل تو
دل پسره نیست ، قلبش تندتند می زنه ... ثانیه آخر وقتی حلقه دار دور گردن
باباهه داره خط می ندازه ، قبل از اینکه چهارپایه رو از زیر پاش بکشن ، خانواده مقتول
رضایت می دن ... طناب دار از گردن باباهه باز میشه ، دوربین روی چهره پسره است
که نمی دونه بخنده یا گریه کنه ...اینجا دیگه تیتراژ می آد بالا ... تموم.