متن های جذاب
فیلتر ها
حذف فیلتر ها۶۰ دقیقه
«روایت دیگری» نمایشی دربارهی عشق است؛ اما نه عشقی که الزاماً به دیگری میل دارد، بلکه عشقی که برای اثبات وجود خود به یک «شاهد» نیازمند است. راوی، مردی که خود را صاحب و ناظر داستان میداند، در اتاقی ساده با دختری روبهرو میشود که شاید یک شخصیت باشد، شاید خاطرهای از گذشته و شاید تصویری که ذهن او برای فرار از تنهایی ساخته است. راوی میداند که دختر درون نمایشنامهی او گرفتار شده، اما بهتدریج مرز میان کسی که داستان را روایت میکند و کسی که در داستان زندگی میکند از بین میرود. دختر نیز حاضر نیست صرفاً همان چیزی باشد که برایش نوشته شده است؛ او از نقش خود آگاه میشود و راوی را با حقیقتی مواجه میکند که نمیخواهد بپذیرد: شاید او عاشق دختر نیست، بلکه به حضور او برای اثبات زنده بودن خودش احتیاج دارد. با پیش رفتن نمایش، نویسنده نیز وارد جهان شخصیتها میشود و کنترل خود را بر روایت از دست میدهد. شخصیتهایی شکل میگیرند که دربارهی نقش، سرنوشت و معنای وجودشان پرسش میکنند. راوی و مرد، دو سوی متضاد یک ذهن، میان منطق و احساس گرفتار میشوند؛ یکی میخواهد عشق را تحلیل و کنترل کند و دیگری میخواهد آن را زندگی کند، حتی اگر به فروپاشی منجر شود. در ادامه، زن و دختر در فضایی که مرز میان گذشته، خاطره و اکنون در آن مشخص نیست، با یکدیگر مواجه میشوند. جعبهای موسیقی که در طول نمایش همچون نشانهای از یک خاطرهی مشترک بازمیگردد، تبدیل به پلی میان روایتهای مختلف میشود؛ روایاتی که مدام یکدیگر را تکرار، نقض و بازنویسی میکنند. «روایت دیگری» در نهایت بیش از آنکه دربارهی رفتن یا ماندن یک انسان باشد، دربارهی نیاز انسان به دیدهشدن است؛ دربارهی اینکه آیا چیزی که هیچکس شاهدش نبوده، واقعاً اتفاق افتاده است؟ آیا عشق بدون دیگری هنوز عشق است، یا صرفاً روایتی است که برای فرار از تنهایی ساختهایم؟ نمایش با شکستن مداوم مرز میان نویسنده، شخصیت و تماشاگر، مخاطب را نیز وارد این پرسش میکند: اگر هیچکس ما را نبیند، چه چیزی از «ما» باقی میماند؟
تعداد پرسوناژ: ۳ مرد - ۲ زن - ۰ کودک