متن های جذاب
فیلتر ها
حذف فیلتر ها
75 دقیقه
یک سال از روزی که شاه فرنگ بوده و اتومبیل دیده و عاشقاش شده و یکی را پیش خرید کرده، گذشته است. اتومبیل هنوز نیامده و خواب و خوارک برای شاه نمانده و مملکت را رها کرده و کارش شده است مشق شوفری با اتول خیالی. بلخره اتول همایونی میرسد و مراسم «اتول سورون» به میمنت آمدنش برگذار میگردد. شاه به گروه تغزیه امر میکند، تعزیه مضحک «مرکبِ مرد پسند» در این مراسم اجرا گردد تا در لفافه به زنهای حرمسرا بفهماند دلشان را برای اتول سواری صابون نزنند. شاه که قرار بوده با آمدن اتول به چهارگوشه مُلک سر بزند، سرش اما به خودِ اتول گرم میشود و مملکت بیصاحبتر از قبل میشود. گروههای آزادیخواه از این فرصت استفاده میکنند و او را به باد انتقاد میگیرند. در نهایت شاه در یک روز آفتابی که رانندگی میکرده، تروری نافرجام میشود که منجر به فلجی و بیزبانی شاه میشود و معلوم نمی¬کند کار آزادیخواهان است یا مافیای داخلی. تصمیم بر این میشود فعلن پسرعمویش که بدل اوست، امور را به دست بگیرد و کسی نداند که شاه اینطور شده و حتی پسرعمو، چون خود شاه به حرمسرا آمد و شد کند. زنها که چنین وضعیتی را برنمیتابند،جلسه میکنند و با قاطعیت اعلام میکند شاه نمرده است. نقشه این است که نعش بیزبان شاه را همچون لعبتی به دست بگیرند و خودشان باشند که امور مملکت را به دست گیرند. آنها هر کدامشان چیزی از شاه را بلد است، که میتواند این لعبت را زنده کند.
تعداد پرسوناژ: 21 مرد - 10 زن - 0 کودک
60 دقیقه
درماندن در وضعیت آخر، داستان درماندگی است بر یر دوراهی ماندن یا رفتن. هر کدام را انتخاب کنیم و هر راهی را برویم، دلمان پیش راهی که نرفتهایم میماند. راژان که سالها پیش از این راهش را انتخاب کرده و همراه آتیه کشورش را ترک گفته تاز ندگی جدیدی شروع کند، اکنون فرصت مییابد تا راه نرفتهاش را نیز انتخاب کند. برگردد به نقطه شروع، با خاطره بماند و قید رفتن را بزند. نتیجه چه خواهد بود؟ آن تفات معنادار که همیشه رویایش را میبینیم کجاست؟ درماندن در وضعیت آخر، نتیجه انتخابها، تصمیمها و تردیدهای ماست در میانهی رویاها و کابوسهای شبانهمان.
تعداد پرسوناژ: 1 مرد - 2 زن - 0 کودک
30 دقیقه
تعدادی از ظروف کهنه، فراموش شده، تک افتاده و قابل تعمیر در کشوی پایینی آشپزخانه در سکون و رخوت خاک میخورند و در آرزوی زندگی مفید و بازگشت به دوران کارآمدی خود هستند. تا اینکه یک روز، مادر ریما تنها بشقابی را که از یک سرویس شش نفره جان سالم به در برده و نشکسته است، در کشوی پایینی قرار میدهد. با ورود بشقاب گلدار(که سرشار از هوش، انرژی و امید است) به کشوی پایینی و با از خودگذشتگی و شجاعتی که به خرج میدهد، هر یک از ظروف فراموش شده و بلااستفاده، هدف و مسیری را برای ادامهی زندگی پیدا میکند.
تعداد پرسوناژ: 10 مرد - 4 زن - 1 کودک
50 دقیقه
آتا دختری که به عنوان خدمتکار هر هفته به خانهای میرفته با دختر خانواده دوست شده و تصمیم میگیرند با کمک فردی به نام خاله که آـا پیش او زندگی میکند از کشور خارج شوند.
تعداد پرسوناژ: 1 مرد - 2 زن - 0 کودک
60 دقیقه
داستان این نمایش که بازخوانی است از نمایشنامه خیانت هارولد پینتر، بر تاثیر دروغ در روابط بین افراد - دو همکار که کم کم رابطه اشان دوستانه تر می شود- تاکید دارد. هر کدام کنشها از رویدادهای به ظاهر سادهای مانند دروغ های مصلحتی و .... شروع میشود و به صورتی واقعگرایانه به بحران میرسد. این فرایند در رابطهٔ میان شخصیتها تکرار میشود تا این که عمق پیدا کرده و به فاجعه ختم شود. سادهبودن شروع این کنشها به همزادپنداری مخاطب با شخصیتها بسیار کمک میکند البته رگههای طنز داستان در دل رنجنامه نیز تاثیر بسزایی بر موفقیت و ارتباط مخاطب با نمایشنامه دارد...
تعداد پرسوناژ: 2 مرد - 1 زن - 0 کودک