متن های جذاب
فیلتر ها
حذف فیلتر ها
60 دقیقه
داستان آرش کمانگیر از نگاهی دیگر. چگونگی به دنیا آمدنش ، منش و مرامش و در انتها جان در تیر گذاشتنش
تعداد پرسوناژ: 5 مرد - 3 زن - 0 کودک

75 دقیقه
حادثه ي عجیب ووحشتناك امروز صبح درخط یک مترو :امروز صبح ساعت 7:53دقیقه صبح در خط یک مترو مردي 24ساله طی اقدامی حیوانی که هنوز علتش معلوم نیست 22نفر از همشهریان بی دفاع رو به قتل رسوند... قاتل: من...(جمعیت براي شنیدن حرفهایش آرام می شوند)من ،به عنوان عضوکوچکی از این جامعه،از همین الان هم آروم ام واز مرگ هم نمی ترسم چون نمی دونم اون دنیا چطور خواهدبود –االبته اگه اون دنیایی باشه- به هر حال هرچی باشه من دنیایی که نمیدونم چی هست رو به دنیایی که می دونم چیز خوبی نیست ترجیح می دم واین باعث آرامش منه که امیدوارم این آرامش به قربانیان این حادثه هم سرایت کنه وهمین طور کل جامعه..ودرمورد این اتفاق هم...به من گفته بودن خودم باید براي وسایلم جا واکنم...خوب منم این کاروکردم!
تعداد پرسوناژ: 13 مرد - 1 زن - 0 کودک

60 دقیقه
یکی از ما، کاری پیدا میکند خارج از اینجا، و میرود. او میرود و ما هوایی میشویم. هوای رفتن و در رفتن، برمان میدارد. هوای هجرت، مهاجرت، بیوقفه دویدن و پشت سر را نگاه نکردن. میافتیم به تکاپو. دفترهای مشاوره را متر میکنیم، سایتها را بالا و پایین میکنیم، امتیازها را جمع میزنیم، فرمها را ترجمه میکنیم، پر میکنیم... ولی از جایمان تکان نمیخوریم. میمانیم. همینجا. روی همین خاک. کنار هم چسبیده و مچاله شده از سرما. به هزار و یک دلیل یا شاید فقط به یک دلیل که به زبان نمیآید، شنیده نمیشود و شاید که حتی پس از ۶۰ دقیقه نمایش فهم نشود. دلیلی که وجود دارد و به چشم نمیآید. درست مثل همۀ مقدسات.
تعداد پرسوناژ: 2 مرد - 5 زن - 0 کودک

40 دقیقه
دو دزد ناشی با مطالعه دقیق وضعیت هواشناسی برای دزدی شبانه به طبقه پانزدهم یک برج تجاری می روند ، اما بر اثر بارش باران و طوفان برخلاف چیزی که در اخبار هواشناسی اعلام شده بود ، برق مجتمع تجاری قطع شده و دو دزد در آسانسور مجتمع گیر می افتند و ....
تعداد پرسوناژ: 2 مرد - 0 زن - 0 کودک

60 دقیقه
فرهاد پسر بزرگ حاج مهدی بازرای معروف ، ده سال پیش مقدار قابل توجهی از پول های پدر را برداشته و از کشور خارج شده و به همین دلیل چک پدر برگشت خورده و او دو شب را در بازداشتگاه گذرانده ، برزو داماد خانواده با فروش خانه پدری اش موجبات آزادی حاج مهدی را از زندان فراهم می کند ، از آن پس حاج مهدی خودش را بازنشسته کرده و خانه نشین شده ، دفتر او را در بازرا برزو و پسر کوچک حاج مهدی فریدون اداره می کنند، حالا بعد از ده سال مادر خانواده به کما رفته ، فرهاد به خانه بر می گردد ، به همان خانه ای که پدرش آنجاست و ...
تعداد پرسوناژ: 4 مرد - 2 زن - None کودک