متن های جذاب
فیلتر ها
حذف فیلتر ها50 دقیقه
نا مشخص
تعداد پرسوناژ: 2 مرد - 0 زن - 0 کودک
90 دقیقه
سرد و صداي خِش خشِ سوسكهای آشپزخانه و سيلی آخر زمستان است. كوچه خشك از صدای پاهاست. خواب ماندههايی خود را مانند سوسكها از سوراخی به سوراخِ ديگر می چپانند. باد هوووی میكشد و موهای زنی را. همه جا بوی سيلی میآيد. كبود و وحشی، رنگِ تنِ مردهای باد کرده روی آب.
تعداد پرسوناژ: 0 مرد - 1 زن - 0 کودک
50 دقیقه
روایتی از زنذگی خواهر و برادری که برادر در کودکی توسط پدر فروخته شده است و زندگی یک بچه کار را از سمت پسر می بینیم. خواهر ولی توسط پدرش به کار گرفته شده است و تبدیل به ساقی مواد مخدر شده است. این دو در زندگی آرزویی جز دیدار هم ندارند ولی به خاطر جرمی مشترک به سرنوشتی مشترک مبتلا می شوند و برای همیشه آرزوی دیدار هم را به گور میبرند.
تعداد پرسوناژ: 1 مرد - 1 زن - 0 کودک